تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦
جامى ! آيين عاشقى اين است * مهر اين است و مابقى كين است گر ، به درياى عشق آرى روى * همچو اينان ز خويش دست بشوى !
( جامى )

2498 - الحمد للّه

مروى است : حسن بن على عليهما السّلام بر بيمارى گذشته وى را گفت : حق‌تعالى تو را ارزانى داشته شكرش كن و تو را از ياد نبرده ، از او ياد كن !

2499 - تأديب

امام جعفر بن محمد صادق عليهما السّلام بيمارى شد ، و گفت : خدايا ! اين بيمارى را از بهر من ، وسيلهء تأديب قرار ده ! نه وسيلهء خشم و غضب بر من .

2500 - بهترين

از « ابن عبّاس » مروى است : قومى به خدمت حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله آمده و گفتند : يكى در جوار ما قائم اللّيل و صائم النّهار و كثير الذّكر است ؛ فرمود : از شما ، كه وى را طعام و شراب دهد ؟ گفتند : هر چه هستيم . پس فرمود : همهء شما ، از او بهتريد .

2501 - خاتم

لفظ « خاتم » كه مىگوييم « خاتم الانبياء » ، فتح « تا » از خاتمى مأخوذ است كه به معنى « زينت » باشد ؛ يعنى حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله زينت پيغمبران است به كسر « تا » اسم فاعل و به معنى آخر است ؛ يعنى حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله خاتم الانبياست ؛ « كفعمى » نيز در حواشى « مصباح » بدين‌گونه ذكر كرده است .

2502 - صبر ايوب

در « كشاف » است : زوجهء حضرت ايوب عليه السّلام روزى به ايوب گفت : چرا از بهر رفع گرفتارى ما دعا نمىكنى ؟ ايوب پرسيد : مدت آسايش ما چند بوده ؟ گفت : هشتاد سال . گفت : شرم دارم از خدا كه تا دردناكى من به مدت آسايش من نرسد دعاى شفا كنم .