تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣

2389 - لوح جامع

امام « راغب اصفهانى » گفته : قرآن ، مشتمل بر جميع حكم و مصالح امور است و
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
« 1 » لكن بر آنان‌كه در علم رسوخيّتى دارند ، ظاهر است و برهان و دليل و تقسيم و تحديد و تعريضى كه در علوم عقلى و سمعى در آن مندرج و جمله را به اصطلاح عرب دارد فرموده ، نه به دقايق طرق حكما و متكلّمين آن هم دو جهت داشته ؛ يكى اين‌كه آيهء كريمهء
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
« 2 » به آن مشير ، دوّم آن‌كه كسى به ايراد حجّت دقيق پردازد كه از اقامهء حجج جليّه عاجز آيد . آن‌كه به اوضح بيان بر تفهيم قادر باشد ، به ادقّ غير مفهم نپردازد . قرآن عظيم اگرچه در صورت ظاهرى وارد شده ، لكن كفوز خفيه در ضمن دارد ، ظاهرش ظاهربينان را و دقايقش نكته‌دانان راست ، از اين راه نصيب اوفر در قرآن آنان راست كه از علم بهره‌ور باشند و بدين‌جهت هرحجّتى را كه ذكر فرموده ، بارى اضافه به « اولى العلم » و بارى به « ذوى العقل » و بارى به « متفكّرين » و بارى به « متذكّرين » كرده است .

2390 - در بسط كلام

بسط كلام با احباب مطلوب و اطاله سخن وسعت مقال ، امرى است مرغوب ؛ چنان‌چه حضرت موسى عليه السّلام گفته : هى عصاى الى آخره ؛ يعنى تكليم بندگان ما حضرت جلّ و جلا از قبيل دعا و مانند آن در جميع اوقات ميسّر و جناب ربّ الارباب از حبل الوريد به ما نزديك‌تر است ؛ ليكن تكلّم واجب الوجود با بندگان جلال نعم و مادام كه به صيقل مجاهدهء نفس را صفا ندهد فايز بدان مطلب نخواهد شد پس ، حضرت موسى عليه السّلام را سزاوار آن بوده كه جهد در اختصار كلام نموده تا به سماع كلام الهى نور عليم حاصل نمايد و در جواب گوييم كه به تكلم موسى عليه السّلام با پروردگار در آن حالت نه از قبيل كلامى است كه در هروقت از اوقات ميسّر شود جواب سؤال و حضور مكالمه با خداى متعال بوده ، چنان‌چه واقفان حضور پادشاه با پادشاهان سخن گويند و الّا آنان را كه از بساط قرب مهجور و محجوب‌اند در خارج هرگاه خواسته باشد سپس شكايت فريادى به سمع شاهان رسانند ميسّر است اما در ما بين اين و آن تفاوت عظيمى است و يقين هم نبود كه نوبت ديگر به شرف كلام الهى بود كه مآرب را از وى سؤال كند تا نوبت ديگر به بسط كلام
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 12 . ( . . . و همه‌چيز را در لوحى نمايان برشمرده‌ايم . ) ( 2 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 4 . ( و ما هيچ‌پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم . . . . )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 943 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى