دوّم : به ظاهر عربيه مبادرت و آنچه از اختصار و حذف و اضمار و تقديم و تأخير و مجاز كه تعلق به قرائت قرآن و الفاظ مبهمه دارند و بدون استماع و نقل از حضرت نبوى تعليل نمايد ، چون كسىكه در كريمه
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها
« 1 » مبصره را ناقه پندارد ، حالآنكه مراد آيه ، مبصره بودن ناقه است براى اهل ثمود .
2392 - مذموم
« واثق باللّه » « 2 » به « احمد بن ابى دؤاد » « 3 » گفت : فلانكس تو را مذموم مىداشت گفت : خداى را حمد ! كه وى را در حق من كاذب نموده و مرا از راست گفتن در ذات او ، منزه داشته .
2393 - ذم و ثنا
يكى زاهدى را مىستود و ثنا مىگفت . زاهد وى را گفت : اگر چنانچه من خود را مىشناسم ، بشناسى مرا مذموم دارى .
إذا كان ربّي عالما بسريرتي * فما الناس في عيني بأعظم من ربّي
* * * اگر پروردگارم به باطن و اسرار من آگاه است ؛ پس هيچگاه مردمان در چشم من بالاتر و بزرگتر از پروردگارم نيستند .
2394 - رخصت
« حاجب بن زراره » به دربار انوشيروان رفته از وى رخصت بار طلبيد حاجب نيز استر خاص وى را از انوشيروان نموده . انوشيروان گفت : كيست . گفت : گويد يكى از اعرابم . انوشيروان وى را طلبيده ، گفت : كيستى ؟
هامش
( 1 ) . سورهء الاسراء ، آيهء 59 .
( 2 ) . واثق : از خلفاى فاضل بنى عبّاس است . وى ، دانشمند ، فصيح و شاعر بود و در حركات و سكنات ، خود را به مأمون همانند مىكرد . عصر خلافت او را پايان دورهى اوّل عبّاسيان دانستهاند . ( رجوع شود : نقد تطبيقى ادبيات ايران و عرب ، ص 194 ) .
( 3 ) . احمد بن دؤاد در روزگار مأمون سمت قضا داشت . وى معتزلىمذهب بود و نفوذ بسيار او در دربار مأمون و معتصم ، باعث رواج كار معتزله شد . ( رجوع شود : دكتر زرينكوب ، دو قرن سكوت ، چاپ اول ، ص 146 - 109 ) .