تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
وجهه - به عاريه آن را از من خواسته كه در عيد قربان خود را بدان بيارايد . من نيز آن را مشروط به اين‌كه سه روز بعد از عيد باز دهد ، به وى دادم . حضرت امير عليه السّلام كه آن را ديده بود ، شناخته و مرا احضار نموده ، گفت : چرا خيانت در بيت المال كرده‌اى ؟ گفتم : اعوذ باللّه كه خيانت كرده باشم . فرمود : فلان گردن‌بند را بدون استيذان من و استرضاى مسلمانان به صبيّهء من داده‌اى . گفتم : به عاريه از من خواسته‌اند ، پس فرمود : اگر به تلف رود ، صبيّهء من اوّل‌زنى از بنى هاشم مىباشد كه دست آن را بر سر سرقت قطع نمايم . دختر كه اين محادثه را شنيد ، پدر را گفت : گردن‌بند را به عاريه گرفته‌ام كه در روز عيد تزئينى بدان نمايم . حضرت فرمود : آيا زنان مهاجر و انصار در روز عيد به چنين چيزى خود را آرايند ؟ فى الفور گردن‌بند را از وى بستد و باز فرستاده ، داخل بيت المال گرديد .

2368 - سراى ناراست

پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اى مردم ! بدانيد كه اين دنيا ، سرايى ناراست است نه خانه‌اى به استوا ، خانهء اندوه است نه شادى . كسىكه آن را بشناخت ، از نعمتى شادمان نشود و به مصيبتى اندوهگين نگردد . هان ! بدانيد كه خداوند دنيا را منزلگاه آزمون و آخرت را منزلگه فرجامين نهاد و آزمون دنيا را سبب ثواب عقبى و ثواب عقبى را پاداش بلاياى دنيا . پس بستاند تا عطا كند و بيازمايد تا پاداش دهد . دنيا زود بگذرد و زود دگرگون‌شدنى است . شيرينى شيرخوارگىاش را به سبب تلخى از شيرگرفتنش پرهيز كنيد . از لذايذ حالش به سبب غم‌هاى آينده‌اش دورى كنيد . مكوشيد خانه‌اى را كه خداوند خراب خواهد كرد ، آبادان شود و چون از شما خواسته است كه از آن ببريد ، به آن مپيونديد كه در معرض عقوبت وى قرار گيريد .

2369 - دم غنيمت دان !

« ابن عبّاس » گفته : از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه مىفرمود : اى مردم ! گسترش آرزوها بر فرود آمدن اجل مقدّم بود و روز بازگشت ، جاى عرضهء كردارهاست . در آن روز آن‌كس كه به كارى نيك اندوخته ، خود شاد است ، غنيمت كرده و آن‌كس كه بر كارهاى نيك از دست‌شده ، مأيوس است ، پشيمانى برد . اى مردم ! آز ، تهيدستى است و يأس از دنيا بىنيازى و خرسندى به آن‌چه كه هست ، آرامش است . نيز گوشه‌گيرى عبادت و كار گنجينه است . دنيا چون كافى ماند كه آن‌چه در آن است ، همانند چيزى است كه از آن برگرفته شده است و تمامى چيزهايش به نابودى و زوال
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 935 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى