تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
أضحى كابراهيم يسكن في * نار القلوب و ليس تحرقه
( ناشناس ) * * * او را سرپرستش « ابراهيم » نام نهاد و اين نام زيبايى وى را توصيف خواهد كرد ؛ مانند ابراهيم است كه در آتش دل قرار مىگيرد و او را نمىسوزاند .

159 - آتش دل

عجبت لنار قلبي كيف تبقى * حرارتها و حبك يحتويه فيا نيرانه كوني سلاما * و بردا إن إبراهيم فيه
( ناشناس ) * * * از آتش دل خويش در حيرتم كه چگونه ، مىسوزد و عشق تو نيز در آن است ، پس اى آتش دل بر او سلامت باش و سرد كه ابراهيم در دل من جاى دارد .

160 - ايوب

يلوم على حبه العاذلون * و لا سمع للعذل فيه و لا يسمى بأيوب محبوبنا * و لكن عاشقه المبتلى
( سعد الدين ابن عربى ) * * * بر دوستى او ملامتگران ملامت مىكنند و گوشى براى ملامت شنيدن وجود ندارد ؛ محبوب ما را « ايوب » نام كردند ، و ليكن عشاق او به بلا مبتلا شدند .

161 - موسى

رأيت في جلّق غزالا * تحار في وصفه العيون فقلت ما الاسم قال : موسى * قلت هنا تحلق الذقون
( ابن نباته ) * * * در « جلّق » شام ، آهويى را ديدم ، كه چشم‌ها از وصف او در حيرت‌اند ، چون از او