152 - فناى فى اللّه
راه فانى گشته ، راهى ديگر است * زان كه هشيارى ، گناهى ديگر است
آتشى در زن به هر دو ، تا به كِى * پُر گره باشى از اين هردو چو نى ؟
تا گره با نِى بود ، همراز نيست * همنشين آن لب و آواز نيست
اى خبرهات از خبر دِه ، بىخبر * توبهء تو ، از گناه تو بَتَر
جستجويى از وراى جستجو * من نمىدانم تو مىدانى بگو
حال و قالى از وراى حال و قال * غرق گشته در جمال ذو الجلال
غرقهاى نه كه خلاصى باشدش * يا به جز دريا كسى بشناسدش
( مثنوى مولوى )
153 - طعنه
« محمود زمخشرى » ، « ابن عامر » را در هنگام قرائت آيهء
وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ . . .
« 1 » ، طعنه زده و گفت : ركيك است ، چرا كه جدايى در بين مضاف و مضاف اليه به كلمهء « اولادهم » واقع شده است .
اكثر مدقّقين وى را تشنيع نمودهاند ، از آن جمله صاحب « تفسير كواشى » گفته است :
كلام « زمخشرى » ، مشعر بر اين است كه « ابن عامر » ارتكاب اين محذور كرده ، با وصف اينكه سند قرائت او به محضر نبوى صلّى اللّه عليه و إله مىرسد ، كلامش موثّق نيست . چه قرائت را از روى مصاحف اخذ نموده ، نه از مشايخ قرّاء . طعنه تنها بر « ابن عامر » نيست ، بلكه علماى امصار كه ابن عامر را در عدد قرّاى سبعه معدود نموده و فقها كه منكر اين عار نشده و به قرائت وى در محاريب به تلاوت قرآن پرداختهاند ، مورد آن طعن خواهند شد . پس ، از رحمت حق تعالى بعيد مىنمايد اين همه علما و فقها را در خطا باقى دارد .
و « ابو حيّان » نيز گفته :
« چه عجب از او كه قول عرب فصيح را كه به تواتر از نبىّ امّى به دو رسيده و نظير آن هم در كلام عرب متداول بوده ، ردّ نمايد و نسبت به ائمّهء قرّايى كه امّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله از شرق تا غرب ، ايشان را از
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 137 . ( و معبودانشان اينگونه براى بسيارى از مشركان ، كشتن فرزندانشان را جلوه دادند تا هلاكشان كنند . . . )