آسايش راست ، در هرجا كه بياسايم ، خانهء من است .
1785 - تحسين بليغ
مصوّرى در زمان ديوجانوس از صورتگرى كنارهگير شده ، به طبابت مشغول گرديد . حكيم وى را تحسين بليغ كرده ، گفت : از شغلى كه نيك و بد آن بر اعيان عيان بود ، به شغلى پرداختى كه خاك ، عيب آن پوشد .
1786 - بافتهء دندان
ديوجانوس شخص پرخور چاقى را ديده ، گفت : اين ، لباسى را از بافتهء دندانهاى خود پوشيده .
1787 - از جدايى عشق
و إنّى و تهيامي بعزّة بعدما * تخلّيت ممّا بيننا و تخلّت
لكالمرتجي ظلّ الغمامة بعد ما * تبوء منها للمقيل اضمحلت
أباحت حمى لم يرعه الناس قبلها * و حلّت تلاعا لم تكن قبل حلّت
و كانت لقطع الحبل بيني و بينها * مكانذرت نذرا فأوفت و برّت
فقلت لها يا عزّ كلّ مصيبة * إذا وطئت يوما لها النفس ذلّت
أسيئ بنا أو أحسني لا ملومة * لدينا و لا مقلوة إن تقلت
( كثير عزة )
* * * و همانا من و عشق همواره در خوبى و سرور هستيم تا آنجا كه ما از يكديگر جدا باشيم و از آنچه در ميان ماست دورى گزينيم . و مانند كسى هستم كه آرزوى سايه ابر را دارم كه هنوز نيامده از بين مىرود و نابود مىشود .
مهربانى و دوستى را برقرار ساخت كه هيچگاه مردمان قبل از او ، آن را رعايت نكرده بودند و قلّههايى را درنورديد كه تاكنون دست نخورده باقى مانده بود .
و در قطع رابطه و پيوندمان مانند كسى بود كه نذر كرده پس وفاى به نذر كرده و نيكى بسيار نموده بود . به او گفتم : اى كسى كه در هر مصيبتى سربلند و سرورى دارى هرگاه بخواهى جان من ذليل و ناچيز خواهد بود . خوبى نمايى يا بدى كنى ، هيچ سرزنشى بر تو نيست و هيچگاه از ياد نمىروى هرچند دور شده باشى .