تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧

1779 - قدرت نيكى

اسكندر را پرسيدند : چه چيزى از بين آن‌چه به دست آوردى ، تو را شادمان‌تر كرد ؟ گفت : قدرتم بر اين‌كه نيكى ديگران را به خود ، چند برابر پاسخ گويم .

1780 - در مذمّت بيهوده‌گويى

از « سولون » پرسيدند : انسان را صعب‌تر و دشوارتر كدام است ؟ گفت : امساك از كلامى كه وى را سودى نبخشد .

1781 - غالب و مغلوب شر

يكى اسخنيس حكيم را دشنام داد و اسخنيس سكوت اختيار نمود . وى را گفتند : چرا در جواب ساكت شدى ؟ گفت : آتش جنگى را كه غالبش از مغلوبش شرّتر باشد ، مشتعل نسازم .

1782 - امير ، اسير و همپايه !

بر هركه انعام كنى او را اميرى و از هركه درخواست ، او را اسيرى و چون با كسى بىنيازى بورزى او را همپايه نظيرى .

1783 - سزاى بدى

قول خداوند تعالى :
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
« 1 » چنين مشهور است كه از باب مشاكله باشد و بعضى از محقّقين اهل عرفان منكر آنند و گويند : حق تعالى را مقصود اين‌كه سيّئه را به عفو مقابله نمايند ، لكن اگر به عفو مقابله نشود ، جزائى است مثل سيّئه نه بيشتر و اين معنى ، خالى از نفحهء روحانى نيست . چنان‌كه شاعر گفته :
بدى را بدى ، سهل باشد جزا * اگر مردى احسن إلى من أساء

1784 - خانهء آسايش

ديوجانوس حكيم را گفتند : آيا تو را خانه‌اى هست كه در آن آسايش كنى ؟ گفت : اگر خانه
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ، آيهء 40 . ( و سزاى بدى ، بدى همانند آن است . . . ) .