1779 - قدرت نيكى
اسكندر را پرسيدند : چه چيزى از بين آنچه به دست آوردى ، تو را شادمانتر كرد ؟ گفت :
قدرتم بر اينكه نيكى ديگران را به خود ، چند برابر پاسخ گويم .
1780 - در مذمّت بيهودهگويى
از « سولون » پرسيدند : انسان را صعبتر و دشوارتر كدام است ؟ گفت : امساك از كلامى كه وى را سودى نبخشد .
1781 - غالب و مغلوب شر
يكى اسخنيس حكيم را دشنام داد و اسخنيس سكوت اختيار نمود . وى را گفتند : چرا در جواب ساكت شدى ؟ گفت : آتش جنگى را كه غالبش از مغلوبش شرّتر باشد ، مشتعل نسازم .
1782 - امير ، اسير و همپايه !
بر هركه انعام كنى او را اميرى و از هركه درخواست ، او را اسيرى و چون با كسى بىنيازى بورزى او را همپايه نظيرى .
1783 - سزاى بدى
قول خداوند تعالى :
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
« 1 » چنين مشهور است كه از باب مشاكله باشد و بعضى از محقّقين اهل عرفان منكر آنند و گويند : حق تعالى را مقصود اينكه سيّئه را به عفو مقابله نمايند ، لكن اگر به عفو مقابله نشود ، جزائى است مثل سيّئه نه بيشتر و اين معنى ، خالى از نفحهء روحانى نيست . چنانكه شاعر گفته :
بدى را بدى ، سهل باشد جزا * اگر مردى احسن إلى من أساء
1784 - خانهء آسايش
ديوجانوس حكيم را گفتند : آيا تو را خانهاى هست كه در آن آسايش كنى ؟ گفت : اگر خانه
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ، آيهء 40 . ( و سزاى بدى ، بدى همانند آن است . . . ) .