تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
نه از رحم است ، اگر تر ساخت جانان چشمِ فتّان را * براى كشتن من آب داده تيغ مژگان را

1666 - بهانه

إذا كان وجه العذر ليس ببيّن * فإنّ اطراح العذر خير من العذر
( ناشناس ) * * * اگر بهانه و دليل روشن و واضح نبود پس نگفتن آن بهتر از بهانه آوردن است .

1667 - ابو سعيد شاعر

« ابو سعيد اصفهانى » ، شاعرى ظريف طبع بود و گوشى سنگين داشت و هرگاه كسى او را مخاطب مىساخت ، مىگفت : بلندتر بگوى ، گوش من نيز مانند دل توست . وى از جملهء شاعران دربار « صاحب بن عباد » است و ثعالبى در « يتيمة الدهر » از او ذكرى به ميان آورده است . شعرش در نهايت زيبايى بود .

1668 - طلب بخشش

« اصمعى » گفته : شنيدم كه اعرابى مىگفت : خداوندا ! مادرم را ببخشاى ! گفتمش : چرا پدر را دعا نكنى ؟ گفت : پدرم مردى است كه براى خود چاره‌اى كند ، امّا مادرم زنى ضعيف است .

1669 - ترك دنيا

حكيمى را پرسيدند : چرا ترك دنيا كرده‌اى ؟ گفت : بدين جهت كه از زلالش ممنوع بودم و از كدوراتش خوددارى كردم .

1670 - بهرهء فانى دنيا

عارفى را گفتند : تا جامهء عمرت به مقراض اجل بسان دلق مرقّع نگشته ، حظّ خود را از دنيا بگير ! گفت : پس بر من واجب شد تا از حظّ خود درگذرم .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 699 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى