نه از رحم است ، اگر تر ساخت جانان چشمِ فتّان را * براى كشتن من آب داده تيغ مژگان را
1666 - بهانه
إذا كان وجه العذر ليس ببيّن * فإنّ اطراح العذر خير من العذر
( ناشناس )
* * * اگر بهانه و دليل روشن و واضح نبود پس نگفتن آن بهتر از بهانه آوردن است .
1667 - ابو سعيد شاعر
« ابو سعيد اصفهانى » ، شاعرى ظريف طبع بود و گوشى سنگين داشت و هرگاه كسى او را مخاطب مىساخت ، مىگفت : بلندتر بگوى ، گوش من نيز مانند دل توست . وى از جملهء شاعران دربار « صاحب بن عباد » است و ثعالبى در « يتيمة الدهر » از او ذكرى به ميان آورده است . شعرش در نهايت زيبايى بود .
1668 - طلب بخشش
« اصمعى » گفته : شنيدم كه اعرابى مىگفت : خداوندا ! مادرم را ببخشاى ! گفتمش : چرا پدر را دعا نكنى ؟ گفت : پدرم مردى است كه براى خود چارهاى كند ، امّا مادرم زنى ضعيف است .
1669 - ترك دنيا
حكيمى را پرسيدند : چرا ترك دنيا كردهاى ؟ گفت : بدين جهت كه از زلالش ممنوع بودم و از كدوراتش خوددارى كردم .
1670 - بهرهء فانى دنيا
عارفى را گفتند : تا جامهء عمرت به مقراض اجل بسان دلق مرقّع نگشته ، حظّ خود را از دنيا بگير ! گفت : پس بر من واجب شد تا از حظّ خود درگذرم .