تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
را از مرتبهء پايين به مرتبهء بالا كه اعلى عليين است ، خوانم و راه خداوندى از بغداد و طوس و هر جاى ديگر يكى است و هيچ يك از آن‌ها نزديك‌تر از ديگرى نيست . از خداوند متعال همى خواهم كه وى را از خواب غفلت برانگيزد تا پيش از آن‌كه كار از دست بشود ، امروز و فرداى خويش را نيك نظر كند . و السلام .

1664 - فاتحه

در « كشّاف » مسطور است : فاتحه را از آن مثانى گويند كه در هر ركعت ، مثنى مىشود و جوهرى هم در « صحاح » چنين مذكور ساخته ؛ توجيه اين كلام را چند وجه است : وجه اوّل اين‌كه مراد از ركعت ، صلوة و از قبيل تسميّهء كل به اسم جزء است . وجه دوّم آن‌كه فاتحه در هر ركعتى مثنى گردد به اين‌كه در ركعت ديگر قرائت مىشود و اين دو وجه را به نماز سنّتى كه يك ركعت باشد ، اعتراض وارد آيد . وجه سوّم اين‌كه « فى » به معنى « باى سببى » است . مانند : « ان امرأة دخلت النار فى هرة » و معنى كلام « كشّاف » اين‌كه فاتحه را مثانى گويند . چه در ركعت ديگر مثنى شود به خلاف تشهّد و تسليم كه تشهّد و تسليم در ركعتين ديگر و تسليم در صلوة ديگر مثنى گردند . حق جواب اوّل است و صاحب « كشّاف » هم در سورهء « حجر » تصريح بدان نموده و نماز سنّت يك ركعتى را جايز ندانسته و آنان‌كه جايز داشته‌اند ، قليل و قليل را اعتبارى نيست .

1665 - چشم فتنه‌گر

لا تحسبوا أنّ حبيبى بكا * لي رقّة يا بعد ما تحسبون فما بكى من رقّة إنما * أراد أن يسقي سيف الجفون « 1 »
( صلاح صفدى ) * * * گمان مبر كه حبيب از سر دلسوزى بر من گريست كه چه دور از واقعه مىانديشيد ، او بر من رقّت نكرد ، بلكه مىخواست شمشير مژگان خويش را سيراب سازد . موافق اين معنى از « شريف تبريزى » شعرى است :
هامش
( 1 ) . اين شعر داراى « حسن تعليل » است .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 698 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى