تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
نخواهم فرستاد تا اين‌كه او پرى از بال ذلّت براى من بياورد .

1270 - شكوفايى

قد اتينا للرياض حين تجلت * و تحلت من الندى بجمان و رأينا خواتم الزهر لما * سقطت من أنامل الأغصان
( محيى الدّين ابن قرناص ) * * * زمانى وارد باغ و بوستان شديم بر ما نمايان شد درحالىكه با قطره‌هاى شبنم مانند مرواريد نيت بسته شده بود و انگشتر شكوفه‌ها را ديديم هنگامى كه از سر انگشتانشان فرو مىريخت . « 1 »

1271 - از علوم غريبه

مجرة جدول و سمآء آس * و أنجم نرجس و شموس ورد و رعد مثالث و سحاب كأس * و برق مدامة و ضباب ند
( ناشناس ) * * * كهكشان همانند جويبارى است و آسمان همانند گل و ريحان باشد و ستارگان مانند گل نرگس و خورشيد همگى مانند گل ( سرخ ) مىباشد . رعد و برق مانند تار مىنوازد و ابر همانند جام ، نور رعد مانند شراب و مه مانند بخور عود است . « 2 »

1272 - از دنياى عاريتى

در كتاب « مستطرف » ، گزيده‌اى از اشعار سرقت شده ؛ دربارهء اين‌كه از چه شاعرانى سرقت كرده‌اند ، ذكر كرده و از آن جمله است شعر « قيس بن حطيم » كه شاعر اوس بود :
و ما المال و الاخلاف الا معارة * فما اسطعت من معروفها فتزود
* * * همانا كه دارايى و فرزندان همگى عاريتى و از بين رفتنى است ؛ پس هرچه
هامش
( 1 ) . ( معنى بيت اينست كه شكوفه‌ها در حال باز شدن بودند ) . ( 2 ) . ( معنى اين بيت بسيار پيچيده است و احتمالا از سرودهاى خود شيخ است كه درباره ستاره‌شناسى و علوم غريبه به كار مىرود ) .