تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
نعم نكتنى . آن شخص گفت : هرگاه اين حركت از من صادر مىشد ، شرط غسل به‌جاى مىآوردم . جاريه در جواب گفت : از اين درگذر و اگر از علم عروض وقوف دارى ، اين شعر را تقطيع كن :
حولوا عنا كنيستكم * يا بنى حمالة الحطب
* * * اى فرزندان زن هيزم‌كش ( اشاره به سوره تبت دارد ) معبد خود را از ما دور سازيد . آن فرد شروع به تقطيع نموده ، گفت : حولوا عن فاعلات ، ناكنى فاعل . جاريه گفته : آن فاعل كيست ؟ شخص گفت : سبحان اللّه سين سخن اره بر سرم گذارد . از سخنى كه گفتم ، بىشكّ ياغى و خودبين را چاهى است كه در آن افتد .
انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس * تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت « 1 »

1266 - ملامت

روزى معاويه ، آيهء :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 2 » را در خطبه خوانده ، مردم را گفت : ديگر از كمى عطيّه و احسان چه‌سان ملامت مىكنيد و مطعونم مىداريد ؟ « احنف » گفت : سرزنش نمىكنم تو را از آن‌چه در خزانهء خداست ، بلكه تو را از آن‌چه حضرت حق جلّ و علّا از خزانهء خود نازل و همه را در خزانهء تو آورده ، سرزنش مىكنيم .

1267 - آسودگى از زبان مردم !

و ما أحد من ألسن الناس سالما * و لو أنه ذاك النبى المطهر فان كان مقداما يقولون أهوج * و ان كان مفضالا يقولون مبذر و ان كان سكيتا يقولون أبكم * و ان كان منطيقا يقولون مهذر ( مهدر خ ل ) و ان كان صواما و بالليل قائما * يقولون زراق يرائى و يمكر فلا تكثرت بالناس في المدح و الثنا * و لا تخش غير اللّه فاللّه أكبر
( ناشناس ) * * *
هامش
( 1 ) . ( م ) ( 2 ) . سورهء حجر ، آيهء 21 . ( و هرچه هست ، خزينه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهء معين نازل نمىكنيم . )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 507 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى