و هيچ كس از زبان مردم در امان نيست ، اگرچه او آن پيغمبر پاك نهاد باشد . اگر در جنگها ، پيشقراول باشد مىگويند متهوّر است و اگر بسيار بخشنده باشد مىگويند اسرافكار و مبذر است . اگر ساكت باشد و كمحرف ، مىگويند بىزبان است و اگر سخنور باشد مىگويند بذلهگو و بسيارگو است . اگر روزهدار باشد و اهل نماز و عبادت ، مىگويند رياكار و فريبكار است . [ پس هيچگاه در مدح و ثناى مردم زيادهروى نكن ] و غير از خداوند از هيچ كس باكى نداشته باش كه خداوند بزرگ است .
1268 - ذمّ معاويه
مذكور است : « شريك بن اعور » كه به غايت بدچهره و كريهمنظر بود ، نزد معاويه رفت .
معاويه وى را گفت : تو زشتى و جميل از قبيح به است . شريكى و خدا را شريك نيست . پدرت اعور است و يكچشم . صحيح العين به از اوست . پس چگونه از اكابر طايفهء خود شدهاى . شريك از اين مكالمه برآشفت و گفت : سخن به اندازهء خود بگو ، تو معاويهاى و معاويه از عوعو سگ مأخوذ . ابن صخرى و دشت از صخر به . ابن حربى و صلح از جنگ مطبوعتر . پسر اميّه هستى و اميّه تصغير امه ( كنيز ) است ، پس چگونه بر ما امير شدهاى ؟ بعد از آن برخاسته و باز آمد و گفت :
أيشتمني معوية بن حرب ؟ * و سيفى صارم و معي لساني
و حولى من بني عمى ليوث * ضراغمة تهش إلى الطعان
* * * آيا ناسزا مىگويد به من معاويه پسر حرب ( جنگ ) درحالىكه شمشير من سخت برنده و تيز و زبان گويايم همراه من است و در اطراف من قوم و قبيلهام هستند كه همگى شيران قوى هيكلى هستند ؛ همگى خندان و آماده دريدن .
1269 - سرزنش
چون اين بيت از « ابى تمام » به گوش شخصى رسيد كه مىگويد :
لا تسقني ماء الملام لأنني * صب قد استعذبت ماء بكائي
* * * مرا به آب سرزنش سيراب نكن زيرا من عاشقى هستم كه با اشك شيرين چشمهايم سيراب مىشوم .
براى او كوزهاى فرستاد و گفت : قدرى از آن آب ملامت براى من بفرست . ابو تمام پاسخ داد ،