خورشيد مؤنث و زن است و لفظ ماه نيز مذكر و مرد مىباشد ]
1215 - كميت و وصف بنى هاشم
روايت شده كه « كميت » به نزد « فرزدق » رفته ، گفت : اى عمّ ! قصيدهاى گفتهام . قرائت آن را در خدمتت رجا دارم ؟ گفت : بگو ، كميت خواند : « طربت و ما شوقا الى البيض أطرب » . فرزدق گفت : اى مادرت بر تو گريه كند ! در حالت كهولت هم تعيّش را تارك نخواهى شد . كميت گفت :
« و لا لعبا منى و ذو الشيب يلعب » .
طربت و ما شوقا الى البيض اطرب * و لا لعبا منى و ذو الشيب يلعب
و لم تلهني دار و لا رسم منزل * و لم يتطربنى بنان مخضب
و لا أنا ممن يزجر الطير ، همه * أصاح غراب ام تعرض ثعلب
* * * به آوازهخوانى و طرب آمدم و از شوق و اشتياق سفيدرويان زيبا به طرب نيامدم و نه براى بازى و لهو است و خوشگذرانى و هيچگاه پير به شادمانى و بازى نمىپردازد ؛ و خانه و زيبايى منزلگاهى مرا سرگرم ننموده است و نه پسران نوباوه و زيبا مرا به وجد و طرب مىآورد و نه كسى هستم كه از ترانه پرندگان همّت و عزم خود را به حركت درآورم ، خواه آواز كلاغى باشد يا زوزه گرگ و شغال .
« سيّد مرتضى » گويد : لازم است كه بر « طير » وقف صورت گيرد ، سپس با « همه » شروع شود براى فهم غرض .
و لا السانحات البارحات عشية * أمر سليم القرن أم مر أعضب
و لكن إلى أهل الفضائل و النهى * و خير بني حوآء و الخير يطلب
* * * و فرقى برايم ندارد كه آهوانى از سمت راست آيند يا چپ ؟ شاخشان سالم باشد يا شكسته ؟ بلكه عاشق كسانى هستم كه داراى فضيلت و عقل كامل هستند و بهترين فرزندان حوّا و همواره بايد به دنبال بهترينها بود .
پس « فرزدق » گفت : اينها كه تو گفتى « بنو دارم » « 1 » هستند . پس كميت گفت :
إلى النضر البيض الذين بحبهم * إلى اللّه فيما نابني أتقرب
هامش
( 1 ) . « دارم » نام جدّ فرزدق .