تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
پروردگارا ! در آمد و شد ايّام ، به من نيكى روا داشتى و هيچ‌گاه شكر و سپاس نتوانست در مقابل كارى انجام دهد و اگر هركسى دليل و بهانه مىآورد پس تنها بهانه من اين است كه هيچ بهانه‌اى نداشتم .

1207 - راز مگو

« احنف بن قيس » گفته : هرگاه دلت از سرّ خويش به تنگ آيد و آن را به يكى افشا كنى و بگويى آن را به ديگرى مگو ، حماقت است . چنان‌كه گفته :
إذا المرء أفشى سرّه عند غيره * و لام عليه غيره فهو أحمق إذا ضاق صدر المرء عن سرّ نفسه * فصدر الذي يستودع السر أضيق
* * * هنگامى كه انسانى راز خود را افشا نمايد و ديگرى را سرزنش نمايد پس او احمق است ؛ چراكه اگر انسان از سرّ خود دلتنگ شود ، ديگرى كه سرّ را به امانت مىگيرد ، دلتنگ‌تر مىشود . يكى هم در ضد اين معنى گفته :
فلا أكتم الأسرار لكن انيعها * و لا أدع الأسرار تعلو على قلبي فانّ قليل العقل من بات ليلة * تقلبه الأسرار جنبا إلى جنب
( ناشناس ) * * * اسرار را پنهان نمىكنم و آن را افشا مىسازم و رازها را بر قلب خويش سنگين نمىكنم ، چراكه بىعقل است كسى كه شب بخوابد و اسرار او را از پهلويى به پهلويى بگرداند .

1208 - شايستهء مدح

إذا نحن أثنينا عليك بصالح * فأنت كما نثني و فوق الذي نثني و إن جرت الألفاظ يوما بمدحة * لغيرك انسان فأنت الذي نعني
( حسن بن هانى ) * * * هرگاه ما بر تو به نيكى ثنا گوييم و مدح كنيم ، پس تو همانى كه مىگوييم و بالاتر از آنى ، و اگر روزى عبادتى در ستايش و مدح انسانى غير تو بر زبان جارى شد ،