تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
پس مراد و منظور ما تويى .

1209 - مدح بدون مزد

إذا ما المدح صار بلا نوال * من الممدوح كان هو الهجآء
( ناشناس ) * * * اگر مدح و ستايش بدون صله و پاداش از طرف ستايش شده بود ، آن ستايش‌ها همهء مذمّت است .

1210 - بخشندهء بزرگوار

أخو كرم يغني الورى من بساطه * إلى روض مجد بالسماح مجود و كم لجباه الراغبين لديه من * مجال سجود في مجالس جود
( ناشناس ) * * * برادر بخشنده‌اى كه مردم از خوانش استفاده مىكنند و با بزرگوارى با همه برخورد مىنمايد چه بسيار خوب است . و چه بسيارند پيشانى دوستدارانش نزد او ، اگر جاى سجده بيابند در اين مجالس سجده مىنمايند .

1211 - بخشنده

تعود بسط الكف حتى لو أنه * أراد ثناها لم تطعه أنامله هو البحر من أي النواحي أتيته * فلجته المعروف و الجود ساحله و لو لم يكن في كفه غير نفسه * لجاد بها فليتق اللّه سائله
( ابو تمّام ) * * * چنان به گشاده‌دستى و بخشندگى خو گرفته است كه اگر روزى بخواهد دست خويش را بربندد ، انگشتانش اطاعت او نمىكنند . از هر سو به او بنگرى دريايىست ، پس عمق آن نيكى است و كرم و بخشش ساحل . اگر جز جان خويش در دست نداشته باشد ، حتما او را خواهد بخشيد پس گدا و حاجتمند در نزد او بايد از خدا بترسد .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 475 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى