1020 - شراب معرفت
تمنيت أن الخمر حلت لنشوة * تجهلني كيف اطمانت بي الحال
فاذهل إني في العراق على شفا * ردي الامانى لا أنيس و لا مال
( معرى )
* * * شرابى را آرزو مىكنم كه در آغاز مستىاش ، مرا به حال خودم آگاه نمايد كه چگونه اين قدر به آن اطمينان دارم ؛ پس فراموش نمايم كه چگونه من در عراق بر چاه آرزوها نرسيدهام بدون هيچ دوست و مال و منالى .
1021 - پيوسته بر درگاه الهى
أقيما على باب الرحيم أقيما * و لا تنيا في ذكره فتهيما
هو الرب من يقرع على الصدق بابه * يجده رؤفا بالعباد رحيما
( رافعى )
* * * همواره بر درگاه خداوند مهربان بايستيد و رحل اقامت بيندازيد و هيچگاه از ياد او خسته نشويد كه گمراه خواهيد شد ؛ او پروردگارى است كه هركس به درستى در خانهء او را بكوبد ، او را بسيار بخشنده و مهربان مىيابد .
1022 - گفتار كوتاه
زنان دامهاى شيطانند . « 1 »
صدقه به خويشاوندان ، هم بخشش است و هم صله . « 2 »
ايمان دو نيمه است ؛ نيمى شكر و نيمى صبر . « 3 »
زناى چشم ، نگريستن است . « 4 »
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 159 .
( 2 ) . همان ، ج 7 ، ص 195 .
( 3 ) . تحف العقول ، ص 48 .
( 4 ) . وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 191 .