تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
هركه از اهل عرفان نباشد ، رمز آن بر وى مكتوم است .

1016 - وفادارى

نقل است : « هدية ( هدبة ) عذرى » را كه به مقتل درآورده بودند ، به جانب زوجهء خود التفات نموده ، بدين بيت مترنّم گرديد :
فلا تنكحى إن فرّق الدهر بيننا * اغم القفا و الوجه ليس بانزعا
* * * پس آن هنگام كه روزگار بين من و تو فاصله انداخت ، ازدواج نكن با كسى باهوش نباشد و شجاعت در او ديده نشود . زوجه‌اش بىدرنگ بينى خود را به كارد قطع نموده و گفت : با وجود عدم بينى ، باز به شوهر كردنم راغب مىبينى ؟ پس هدبه ، شادان و خندان مرگ را مرحبا گفت .

1017 - باطل هرچند نذر

« ابن دهان » به حاكمى كه از مرض شفا يافته بود ، اين دو بيت را نوشت :
نذر الناس يوم برئك صوما * غير أني نذرت وحدي فطرا عالما أن يوم برئك عيد * لا أدري صومه و ان كان نذرا
* * * مردمان روز شفاى تو را از مرض ، به روزه نذر كردند ، مگر من كه آن را افطار قرار دادم . زيرا دانستم روز شفاى تو ، عيد است و عيد را روزه باطل است ، گرچه نذر باشد .

1018 - فرياد ! ! !

از سخنان عارف ربّانى ، « خواجه عبد اللّه انصارى » : فرياد از معرفت رسمى و حكمت تجربتى و محبّت عاريتى و عبادت عادتى !

1019 - در وصف كم‌گويى

صدف‌وار ، بايد زبان دركشيدن * كه وقتى كه حاجت بود ، دُر چكانى
( ناشناس )