* * * در صبح فراق حيران مانده ، درحالىكه رحيل آنكه دوستش مىداشتم ، نزديك شده بود . پس براى من اشكى در چشم باقى نماند ، مگر آنكه بر گونهام سيلان كرد . و چون مىرفت كه نالهء من بالا گيرد ، ناصحى مرا گفت : با اشك خود مدارا كن و آن را فانى نساز ، چرا كه روزگارى طولانى براى اشك ريختن در پيش رو دارى .
511 - صبر و فراق
غابوا فغاب الصبر من بعدهم * يطويه عني بعدهم طيا
بأي وجه أتلقاهم ؟ * إذا رأوني بعدهم حيا
و اخجلتى منهم و من قولهم * ما فعل البين به شيا
( صالح بن اسماعيل عباسى )
* * * از من غايب شدند و صبر نيز با رفتن ايشان از من غايب شد ؛ هرچه ايشان از من دور تر شدند ، صبر نيز از من دور تر شد . اگر پس از دورى از ايشان مرا زنده ببيند ، با چه رويى با ايشان ملاقات كنم ؟ و از ايشان شرمنده و شرمسار اين گفتار ايشانم كه بگويند : فراق با او هيچ نكرده است .
512 - روزگار و نسل امير المؤمنين عليه السّلام
از اشعار منسوب به امام زين العابدين عليه السّلام است :
عتبت على الدنيا فقلت إلى متى ؟ * أكابد همّا بؤسه ليس ينجلي
أكل شريف من علي نجاره * حرام عليه العيش غير محلل
فقالت نعم يابن الحسين رميتكم * بسهمي عنادا منذ طلقني علي
* * * به دنيا عتاب كردم : تا كى گرفتار ناخوشى ناتمام باشم . آيا بر هر شريفزادهاى از نسل على عليه السّلام دنيا حرام است ؟ گفت : بلى اى فرزند حسين عليه السّلام ! من شما را از زمانى كه على عليه السّلام من را سه طلاقه كرد ، با تيرهايم هدف خواهم گرفت .