حكايت دوم : واريانت
No 1 / 3
آ ، چه كسى شوهر زن است ؟
حكايت سوم : واريانت
No 1 / 2
، عروسك زنده شده به چه كسى تعلق دارد ؟
دختر پادشاه براى اينكه به اين سئوالها جواب دهد ، سه بار از خواب بلند مىشود و خسرو با او ازدواج مىكند .
داستان عبدالملك شاه با غلام خود زيرك
پادشاه بلخ عبدالملك شاه با دختر غلامش ، زيرك ازدواج مىكند . غلام به مبارزه با عبدالملك مىرود . عبدالملك با همسر و دو پسر هفت سالهاش حسن و حسين فرار مىكند . اما آنها يكديگر را گم مىكنند . حسن را گرگ و حسين را ماهى مىخواسته بخورد . اما شكارچى و ماهيگيرى آنها را نجات مىدهند . عبدالملك دربار را بدست مىآورد و پسران خود را دوباره از آنها مىخرد ، و تاجرانى كه زنش را دزيده بودند را اعدام مىكند و به جنگ زيرك مىرود و بر او پيروز مىشود .
داستان شاهزاده سعد و ملكه شابور
سعد پسر پادشاه كابل ابوالفتح ، در جستجوى ملكه شابور كه به خواب او آمده بود ، مىرود . در راه او سه خواهر جادوگر را مىبيند .
يكى از آنها سعد را به آهو و دومى او را به طوطى تبديل مىكند . به توصيه سومى سعد لانه سيمرغ را پيدا مىكند . سعد عكس خود را به دست او مىبندد و به كابل باز مىگردد . شابور عاشق عكس سعد مىشود و در پى او مىگردد و آنها با هم ازدواج مىكنند .
داستان چهار برادر كه آنها پسر پادشاه بودند
پسران پادشاه شام از خانه بيرون مىروند . در راه آنها توصيف دقيق شترى را مىدهند ، كه رد پايش مانده بود . عربى كه شترش را گم كرده بود ، به آنها مشكوك مىشود . اما پادشاه وقتى كه از چگونگى بررسى و مشاهدات آنها با خبر مىشود ، شجاعت آنها را ارزش مىنهد و آنها را نزد خود براى خدمتگذارى نگه مىدارد . برادر بزرگتر كه از تخت پادشاه محافظت مىكرد ، با ديدن مار ، آن را با يك ضربه شمشير مىكشد . شاه متوجه شمشير در دستان او مىشود و به برادران ديگر دستور مىدهد كه سر برادر بزرگتر را براى او بياورند . اما آنها براى شاه حكايتهايى را درباره ضرر كارهاى عجولانه تعريف كردند : شاه ، شاهينى را كه سه بار پياله آبى را از دست شاه انداخت و شكست ، كشت . اما بعد شاه متوجه شد كه آب سمى بوده است . با ديدن خون بر روى دندانهاى ميمونى كه از فرزندى نگهدارى مىكرد ، مادر آن ميمون را كشت . اما بعد مشخص مىشود كه ميمون مارى كه به سوى گهواره مىخزيده ، دريده بود . طوطى به شاه ، بذر درخت معجزهآسايى داد ، كه ميوههاى آن ، انسان را جوان مىكرد . اما به طور اتفاقى ميوه اول مسموم بود ، و شاه طوطى را كشت . اما بعد حقيقت آشكار شد . بدين ترتيب بىگناهى برادر بزرگتر مشخص مىشود .
داستان بختيار نامه و ده وزير
پايينتر نسخه هاى
NoNo 39
- 34 را مشاهده كنيد .
قصه سيفالملوك و بديع الجمال
پايينتر بخش
NoNo 50
- 57 ،
II
را مشاهده كنيد .
( پايان داستانهاى شماره نسخه : 4496
B
)
تاريخ كتابت : قرن نوزدهم ميلادى .
مكان كتابت : آسياى مركزى .
نام كاتب : نيامده است .
اطلاعات حاشيه و پشت نسخهاى : در صفحات 67 ب ، 81 آ ، 164 ب ، 220 آ ( دو مرتبه ) ، 129 آ ، 131 آ ، 267 آ ( يك مرتبه ) مهرهاى كوچك بيضى شكلى به نام يكى از صاحبان پيشين نسخه « ولد تراقل باى خدا بيركان بى » آمده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى در سال 1954 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 5 . 24 * 14 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 02 + 323 برگ ؛ داراى صفحه گذارى شرقى با جوهر بنفش رنگ مىباشد .
تعداد سطور : 15 سطر ؛ اندازه متن : 5 . 17 * 5 . 9 سانتيمتر . نوع كاغذ : كاغذ شرقى با درجه كيفيتهاى متفاوت .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، عناوين و برخى اسامى خاص متن با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است .
نوع خط : خط نستعليق دقيق ،
نوع جلد : صحافى آسياى مركزى ، مقوايى ، با صفحه رويى سبز و صفحه زيرين قرمز رنگ ، جلد داراى 3 طرح ترنج ، با روكش چرمى قرمز مىباشد . صحافى آن مورد بازسازى و ترميم قرار گرفته است .
( 658 ) 4 . شماره نسخه :
1640 ( Nov . 1352 )
نام كتاب : مجموعه حكايات
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل پانزده داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
نسخه بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« حكايت پادشاه چين همايون فال گفتندى پسرى داشت خجسته روى نام بمليكه ماريه رسيد كه دختر قاهر شاه است باز از او جدا شد بعد ز محنت بسيار و مشقت بيشمار رفته گرفته به تصور خود رسيدند . . . . . . »