تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
به نام‌هاى سالم و سليم دارد ، كه هر يك از آن‌ها بخشى از شبانه روز را در خانه هستند ؛ هر دو شوهر به محتاله دغل كارى را ياد مىدهند . ( پايان داستانهاى نسخه شماره ب 256 ) تاريخ كتابت نسخه : قرن هجدهم ميلادى . مكان كتابت : هندوستان . نام كاتب : نيامده است . اطلاعات حاشيه و پشت نسخه‌اى : در برخى از صفحات عنوان حكايات به زبان انگليسى ، و در برخى سطر اول نيز به زبان انگليسى ترجمه شده است سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط
B . Q . uaritch
در سال 1880 ميلادى به انستيتو شرق‌شناسى سن‌پترزبورگ وارد شده است . اندازه صفحه : 22 * 2 . 11 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 810 برگ ؛ قسمت اول شامل صفحات 1 - 413 ب و قسمت دوم شامل صفحات 414 آ - 810 آ مىباشد . تعداد سطور : 19 سطر ؛ اندازه متن : 14 * 5 . 6 سانتيمتر . نوع كاغذ : كاغذ شرقى . نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، عناوين و برخى اسامى خاص با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است . نوع خط : خط نستعليق نامرتب . نوع جلد : صحافى اروپايى ، بر روى جلد با جوهر طلايى عنوان انگليسى
Perisan Tales
نوشته شده است . صفحه نخست اين نسخه خطى از بين رفته است .
( 656 ) 2 . شماره نسخه :
103 ( 280 )
نام كتاب : جامع الحكايات شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل هجده داستان ( در 337 صفحه ) است . در اينجا خلاصه‌اى از داستانها مىآيد : حكايت رئيس ولايت موصل ( كذا ) و پسر او اين داستان ، واريانت ديگرى از
No 1 / 46
است . فضل الله پسر فرمانرواى موصل ، با دوست خود به نام ابوالحسن به بغداد مىرود ، و در آنجا عاشق دختر شخص ثروتمندى به نام موافق مىشود . آن دو دوست سعى مىكنند به خانه موافق نفوذ كنند ، اما آن‌ها را به عنوان دزد مىگيرند و در زير زمين مىاندازند . بقيه سوژه با
No 1 / 46
مطابقت دارد . حكايت بنّا و زن بنّا و وزيران پادشاه كرمان و واقعيت آن ( ها ) بنايى از شهر بم براى كسب درآمد به شهر كرمان مىرود . به هنگام خداحافظى همسرش به او شاخه جادويى داد ، كه در صورت خيانت زن به شوهرش ، آن شاخه خشك مىشد . پادشاه از كار بنا لذت مىبرد و تصميم مىگيرد كه او را براى وزيرى خود اختيار كند . سه وزير حسود پادشاه سعى مىكنند كه بنا را به دائم‌الخمر بودن متمهم كنند . بالاخره به زن بنا تهمت خيانت به همسر مىزنند . اما بنا از آن‌ها مىخواهد كه خال روى بدن زن را توصيف كنند . يكى از وزيرها به كمك پيرزنى به نام دله مختار موفق مىشود به خانه زن بنا برود . اما زن باهوش بنا به وزير بسيار شراب داد و او را در زير زمين انداخت سپس پادشاه وزير دوم و سوم را مىفرستد ، اما آن‌ها نيز به همين سرنوشت دچار مىشوند تا آنكه خود شاه آنجا مىرود و زن وزير او را به زير زمين مىبرد و وزيرها را به او نشان مىدهد . پادشاه وزيرانش را اعدام و به بنا و زنش پاداش مىدهد و آن‌ها را وارد دربار خود مىكند . نسخه بدون عنوان ، به ترتيب زير آغاز مىشود : « حكايت آورده‌اند كه در بصره زنى بود نزد قاضى آمد از شوهر خود شكايت كرد . . . . . » نسخه ديگر بدون عنوان ، به ترتيب زير آغاز مىشود : « حكايت سيوم حكايت آورده‌اند كه در شهر بغداد و نوبت پادشاهى و كامرانى بهارون الرشيد رسيد . . . . . . » حكايت رضوان شاه پسر ملك چين و عجايبها ديدن در اين حكايت واريانت
No 1 / 8
را مشاهده كنيد . حكايت فرخشاه و فرخ روز و فرحناز موضوع اين داستان با
No 1 / 44
مطابقت دارد . اما در اين‌جا پدر فرخشاه پادشاه فارس است . حكايت وزيران پادشاه غزنين و پسر دختر ملك دريا بار موضوع اين داستان با
No 1 / 18
مطابقت دارد . اما در اين‌جا فرخزاد پسر رئيس بلخ است . حكايت نصر عيار و جوانمردى او و پسر موضوع اين داستان با
No 1 / 42
مطابقت دارد . حكايت پسران شاه حران و شاهزاده خدايداد و برادران در حق او چه معامله كرده اند موضوع اين داستان با
No 1 / 50
مطابقت دارد . حكايت دختر پادشاه و يك مرد پير و سه مرد جوان اين داستان ، واريانت ديگرى از
No 1 / 29
است . مسافران ( پير مرد و سه جوان ) كه خسته شده بودند ، از ماجراهاى خود حكايت مىكنند : جوان اول مىگويد كه او
فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 361 | ان . دى ميكلوخو ماكلاى / اس . اى . بايوفسكى / ان . ان . تومانويچ / ز . ان . واروژيكينا / خ . ان . نيازوف / او . اف . اكيموشكين / سميرا اسماعيلى / معصومه اختيارى / مژده دهقان خليلى / فاطمه نظرى / مهدى نصيرى / محسن معظمى