امر كرد مردم به استقبال على عليه السّلام بروند ، پيامبر از اسب پياده شد و موقعى كه چشمش به على عليه السّلام افتاد ، فرمود : اگر خوف آن نبود ، كه گروهى از امّت من در بارهء تو ، چيزهايى بگويند كه نصارا در بارهء مسيح عليه السّلام گفتند ، امروز سخنى در بارهات مىگفتم ، كه از كنار مردم نمىگذشتى ، مگر اين كه خاك پايت را براى تبرّك برمىداشتند ، زيرا خدا و پيامبر او صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از تو خشنودند . ( 1 ) اين غزوه را از اين جهت « ذات السلاسل » مىنامند ، زيرا عدهاى از دشمن را به قتل رساند و تعدادى را اسير كرد و كتف بسته حركت داد ، گويا زنجير شده بودند و سلاسل به معناى زنجير است . ( 2 )
جنگهاى على عليه السّلام پس از پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم
پس از پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم امام عليه السّلام گرفتار جنگهاى ناكثين ( جمل ) ، قاسطين ( صفين ) و مارقين ( نهروان ) شدند و پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از آنها خبر داده بود .
[ جنگ جمل ]
بهطور اختصار بايد گفت : پس از اينكه كار خلاف به امام استقرار يافت و مردم با او بيعت كردند ، طلحه و زبير بيعت را شكستند و همراه عايشه به بصره رفتند و گروه بسيارى از اهالى اين شهر به آنها ملحق شدند ، تا با امام عليه السّلام بجنگند .
امام عليه السّلام هم به تعقيب آنان پرداخت ، تا شايد از نيّت خود منصرف شوند و آنها را نصيحت كرد ، اما به گوششان نرفت و بر جنگ پافشارى كردند .
وقتى جنگ را شروع كردند ، امير المؤمنين عليه السّلام به مقابله با آنها برخاست ، و تعداد شانزده هزار و هفتصد و نود نفر از سى هزار تن اصحاب عايشه كشته شدند .
هامش
( 1 ) لو لا انّنى اشفق ان تقول فيك طوائف من امّتى ما قالت النصارى في المسيح ، لقلت فيك اليوم مقالا لا تمرّ بملإ منهم الَّا اخذوا التّراب من تحت قدميك للبركة فانّ اللَّه و رسوله عنك راضيان .
( 2 ) تعداد جنگهاى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در تاريخ اسلام زياد ثبت شده است ، اين نويسنده كتاب به اين چند مورد اشاره كردهاند ، ( م )