و در ميان فرشتگان فرياد مىزند : * ( لا سيف الَّا ذو الفقار و لا فتى الَّا علىّ ؟ ! ( 1 ) ) *
و همهء مردم صداى او را شنيدند .
جبرئيل عرض كرد : يا رسول الله ، فرشتگان از يارى بيدريغ امير المؤمنين على عليه السّلام نسبت به تو ، در شگفت شدند ، كه او با جان خود از تو دفاع كرد ؟
فرمود : چه چيزى مىتواند ، او را از اين دفاع باز دارد ، در حالى كه او از من و من از اويم ؟ جبرئيل عرضه داشت : من هم از شما هستم . ( 2 )
كشتهشدگان دشمن به دست على عليه السّلام در جنگ احد
اهل حديث گفتهاند : همهء كشتگان احد با شمشير على عليه السّلام كشته شدند و فتح و سلامت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از دست متجاوزان و مشركان ، به وسيلهء شمشير او صورت گرفت و اگر مردم به سوى پيامبر بازگشتند ، به خاطر ثبات و پايدارى و دفاع او ، بود ، بدون ديگران ، در راه پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم جنگيد و جان عزيز خويش را در راه پيروزيش ، بر كف نهاد و در حالى كه خداى بزرگ همهء مسلمانان را به علت فرارشان سرزنش كرد ، فرشتگان در آسمان از وى تمجيد كردند و از ايستادگى و پايدارى و صولتش ، شگفتيها نمودند ، پس درود خدا بر آن مردى كه مقامش ناشناخته و مجهول است .
3 - على عليه السّلام در جنگ احزاب ( خندق )
به اين جنگ خندق نيز گفته مىشود و توضيح آن به اين صورت است كه :
گروهى از يهوديان ، كه به كينهء « ابى سفيان » ، نسبت به پيامبر آگاهى داشتند ؛ نزد
هامش
( 1 ) شمشيرى جز ذو الفقار و جوانمردى چون على عليه السّلام نيست .
( 2 ) و ما يمنعه من ذلك و هو منّى و انا منه ؟ فقال جبرئيل : و انا منكما .