تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
همچنان هفت نفر يكى پس از ديگرى به دست او كشته شدند . اين بار غلامى بنام « صواب » پرچم را بدست گرفت و قدرتى عجيب داشت و على عليه السّلام با يك ضربه دست راستش را قطع كرد و پرچم را با دست چپ برداشت ، اين دست نيز قطع شد ، پرچم را به سينه گرفت ، و با بن بازوها آن را نگاه مىداشت ، تا اينكه امام عليه السّلام ضربه‌اى بر سرش وارد كرد و او را به قتل رساند ، كفار پا به فرار گذاشتند و مسلمانان به گرفتن غنيمت مشغول شدند . نگهبانان درّه كه هجوم مردم براى گرفتن غنيمت را مشاهده كردند ، ترسيدند چيزى نصيب آنان نشود ، لذا از رئيس خود اجازهء ترك درّه را خواستند ، ولى او در پاسخ گفت : پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به من دستور داده كه اينجا را ترك نكنم ، گفتند : پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم زمانى اين فرمان را داده كه نمىدانست كار به كجا مىانجامد ، و بعد فرمان او را ناديده انگاشته و براى كسب غنائم او را تنها گذاشتند ، خالد بن وليد از تنهايى وى استفاده كرده و به او حمله نمود و او را به شهادت رساند و از ناحيهء پشت ، براى كشتن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به او نزديك شد ، نگاهى كرد و به همراهان گفت : اين مرد همان كسى است كه دنبالش هستيد ، همگى با شمشير و نيزه و تير و سنگ به پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم حمله بردند ، تعداد كمى از اصحاب در كنار آن حضرت ، به دفاع پرداختند ، و هفتاد تن از آنها به شهادت رسيد و بقيه پا به فرار گذاشتند ، پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم تنها ماند ، اما يك گام از موضع خويش دور نشد ، و يك تنه به نبرد مشغول شد ، و تيراندازى كرد ، تا تيرهايش به اتمام رسيد ، گاهى با كمان و گاهى با سنگ ، از خود دفاع مىكرد و « عتبة بن ابى وقاص » لبها و دندانهاى مباركش را مورد اصابت قرار داد و « ابن قميه » نيز سر مبارك آن حضرت را هدف قرار داد ، ولى شمشيرش مؤثر واقع نيفتاد و با تمام توان ضربه‌اى ديگر وارد كرد و پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بيهوش
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 72 | الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي