علم امام عليه السّلام بىپايان است
امام عليه السّلام : پيش از اينكه مرا نيابيد ، بپرسيد ( 1 ) از « اصبغ بن نباته » روايت شده ، وقتى امام على عليه السّلام بر كرسىّ خلافت ظاهرى تكيه زد ، عمامهء پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را بر سر نعلين او را به پا و شمشيرش را حمايل نموده ، به مسجد رفت ، و بر فراز منبر نشست ، سپس انگشتانش را در هم كرد و بر روى شكمش قرار داد و فرمود : اى مردم : پيش از اين كه مرا از دست دهيد ، بپرسيد ، اينجا مركز علم و لعابى است ، كه پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به من داده و آن را پر كرده ، چه پر كردنى ؟ زيرا دانش اولين و آخرين در نزد من است ، سوگند به خدا اگر كرسىاى بگذارند و بر آن بنشينم ، اهل انجيل را با انجيل ، و اهل تورات را با تورات و اهل زبور را با زبور فتوا مىدهم ، تا جايى كه تورات و انجيل و زبور به زبان آيند و بگويند ، على عليه السّلام راست گفت ، و به آنچه خدا فرستاده ، فتوا داد و اهل قرآن را به قرآنشان فتوا دهم ، آنگاه بگويد : على عليه السّلام راست مىگويد ، و به آنچه خدا در من نازل كرده ، فتوا داده و اگر آيهاى در قرآن نبود ( و مرا از گفتن نهى نمىكرد ) شما را به آنچه مىباشد و هست و تا قيامت واقع خواهد شد ، خبر مىدادم ، و آن آيه اين است :
* ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهام الْكِتابِ ) * ( 2 ) : خداوند هر چه را بخواهد محو ، و هر چه را بخواهد اثبات مىكند و ام الكتاب نزد اوست .
سوگند به خدا اگر از هر آيهاى بپرسيد كه : در شب نازل شده يا در روز ، مكى است يا مدنى ؟ در سفر نازل شده يا در حضر ، ناسخ است يا منسوخ ،
هامش
( 1 ) سلونى قبل ان تفقدونى
( 2 ) رعد / 39