مسلمان شدن راهب ديگر توسط امير المؤمنين عليه السّلام
« حارث بن اعور » گويد : همراه امام عليه السّلام در حيره ( 1 ) قدم مىزديم ، ناگهان ديديم ، يك نفر راهب ، ناقوس مىنوازد ، امام عليه السّلام فرمود : مىدانى اين ناقوس چه آهنگى مىنوازد ؟ گفتم : شما داناتريد ؟ فرمود : آهنگ خرابى دنيا را مىنوازد و مىگويد : * ( لا إله الَّا الله حقا حقا ) * ، دنيا ما را فريب داده و به خود مشغول داشته ، اى فرزند دنيا دقيقهاى مهلت بده و به خود بينديش ، جهان قرن به قرن مىگذرد و هر روزى كه سپرى مىشود ، ركنى از بدن ما سستتر مىگردد ، خانهء باقى را خراب و خانهء فانى را آباد كردهاى كاش مىدانستى كه هر چه تجاوز كنى ، آن را به جهان ديگر مىفرستى .
گفتم : يا على عليه السّلام نصارا اين را مىدانند ؟ فرمود : اگر درست مىدانستند ، به خدايى عيسى اعتقاد پيدا نمىكردند .
روز ديگر نزد راهب رفتم و گفتم : تو را به حق مسيح سوگند مىدهم كه ناقوس را به همان آهنگ بنوازى ؟ راهب شروع به نواختن نمود و من هم سخنان امام عليه السّلام را با او مىخواندم ، نصرانى پرسيد : تو را به حق پيامبرتان صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چه كسى اين جملات را برايت گفته ؟ گفتم : همين مردى كه ديروز همراه من بود . پرسيد : ميان او و پيامبرتان صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نسبتى هست ؟ گفتم : بلى او ابن عم اوست ، گفت : به خدا قسم او از پيامبرتان صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اين جملات را شنيده است ، و سپس مسلمان شد و گفت : من در تورات ديدم كه در آخر زمان ، پيامبرى مىآيد و قول ناقوس را تفسير مىكند .
هامش
( 1 ) حيره نام شهرى در عراق بود كه در نزديكى كوفه قرار داشته و پس از احداث شهر جديد كوفه به تدريج رو به خرابى نهاد ، ضمنا پادشاهان آن دست نشاندهء شاهان ساسانى بودند . ( م )