الحالّ مفتقر فى قيامه إلى المحلّ و كلّ مفتقر ممكن الوجود ، و واجب الوجود ليس بممكن ؛ فلا يكون حالّا ؛ و إذا بطل هذا المذهب تعيّن المذهب الأوّل . « 1 »
مسألهء « 2 » دوّم در آنكه حقّ تعالى در غيرخود درنمىآيد و با « 3 » غير خود يكى نمىشود كه عبارت است از اتّحاد و حلول
و اين است مذهب طوايف مسلمانان از امّت محمّد - صلّى اللّه - مگر آنكه نقل نموده خواجه نصير الملّة و الدين - قدّس روحه - از بعض صوفيّه كه مذهب ايشان آن است كه خداى تعالى حلول مىكند ؛ يعنى درمىآيد در بدنهاى عارفان و يكى مىشود با ايشان ؛ و همچنين مذهب نصارا آن است كه در عيسى - عليه السّلام - حلول كرده ؛ و اين مذهب مردود و مطرود است . به واسطهء آنكه بديههء عقل حاكم است به بطلان اتّحاد .
بتحقيق كه به عقل درنمىآيد گرديدن دو چيز يك چيز ، بىآنكه ممزوج شوند و قبول اثر غيركنند بىزيادت در
/ 21 A /
مقدار يا كمّيت . پس آنچه ممزوج شود با او ، يا واجب است يا ممكن .
هامش
( 1 ) . س : - فلا يكون حالّا . . . الأوّل .
( 2 ) . س : - مسأله .
( 3 ) . س : به .