تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
اگر واجب باشد ، تعدّد واجب مىشود ؛ و ثابت است به دليل تمانع و غير آن‌كه واجب الوجود يكى است . و اگر آن چيز ممكن باشد ، اجتماع وجوب و ممكن كه متنافى يكديگرند ، لازم مىآيد ؛ يا انقلاب واجب به ممكن يا ممكن به واجب لازم مىآيد . زيرا كه حاصل بعد از اتّحاد ، اگر واجب باشد ، ممكن واجب خواهد بود ؛ و اگر ممكن باشد ، واجب ممكن خواهد بود ؛ و اين لوازم همه باطل ؛ پس ملزوم كه اتّحاد اثنين باشد نيز باطل . و حلول معقول نيست در حقّ واجب الوجود ؛ به واسطهء آنكه مجرّد لذاته ممكن نيست كه حلول كند در مادّيات . زيرا كه ضدّ يكديگرند و اجتماع ضدّين محال ؛ و ديگر آنكه حالّ محتاج مىشود در قيام خود به محلّ ؛ و هرمحتاج ممكن ؛ و واجب الوجود ممكن نيست . پس حالّ نباشد . و هرگاه كه باطل شد اين مذهب ، معيّن باشد مذهب اوّل كه اتّحاد و حلول بر خداى تعالى محال باشد . علّامه حلّى - أحلّه اللّه دار المقامة - والد ماجد مصنّف اين رساله در كتاب نهج الحقّ نقل نموده كه جماعتى « 1 » از صوفيّه در روضهء مقدّسهء حسينيّه ، نماز شام و خفتن مىگذاردند ، و يكى از ايشان نماز با ايشان
هامش
( 1 ) . س : جماعت .