و إليه أشار مولانا أمير المؤمنين - عليه السّلام - : « من أخذ علمه من أفواه الرجال أزالته الرجال ؛ و من أخذ علمه من الكتاب و السنّة زالت الجبال و لم يزل . » 9
امّا دليل عقل بر وجوب نظر و تحريم تقليد ، بديهى و ضرورى است ؛ و عقل حكم مىكند به قبح تقليد آنكه باشد از مردمان . به واسطهء آنكه خطا واقع مىشود از ايشان . پس ايمن نمىشود مكلّف از ارتكاب خطا به تقليد غيرمعصوم ، بل ناچار است از ارتكاب خطاى غيرمعصوم را ؛ و ناچار است از آنكه تقليد كند كسى را كه اعتقاد كند صدق او را ؛ و اعتقاد صدق ضرورى و بديهى نيست ، بلكه كسبى است از نظر و فكر . پس واجب است نظر بر هرمكلّف در مسائل اصوليّه كه آن علم كلام است .
و اشاره به اين نموده مولاى ما ، امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - كه : « آن كسى كه
/ 8 A /
فراگيرد علم خود از دهنهاى مردم - يعنى به محض گفتن بىدليل و برهان ، قول مردان را قبول كند - آن قول زايل مىشود به قول ديگر مردان - چرا كه ثابت و جازم نيست به دليل و برهان - و آن كسى كه فراگيرد علم خود را از كتاب خدا و سنّت - يعنى قول رسول خدا و ائمّهء هدى - زايل مىشود كوهها « 1 » و زايل نمىشود آن . » چرا كه ثابت و جازم ، مطابق واقع است كه خطا و زلل راه ندارد بر آن .
هامش
( 1 ) . س : كوه .