خود را . »
و جواب از جانب خدا در رسد كه : « هى ! عمر نداده بوديم آنقدر كه متذكّر شود در آن كسى را كه تذكّر در او باشد ، و حال آنكه پيغمبر و امام به شما آمد و كلام من به شما نازل شد ؟ چرا به اينان متذكّر نشديد و عقل خود را در تحقيق خود مذمّت كار نفرموديد ؟ »
حضرت اما ناطق صادق - حجّة اللّه على الخلائق - فرموده كه اين خطاب به جوان هجده « 1 » ساله خواهد بود كه مدّت سه سال كه ايّام تكليف اوست ، خطاب مىشود به او كه : عمر نداده بوديم ؟ بنويس آه و هزاران آه كه عمر به نود رسيده و غرقهء بحر جهل و نادانى به طوفان شهوات و هوى و هوس گرفتار شده ، تذكّر و تدبّر در امر دين لايق حضرت ربّ العالمين ننموده ، و هيچ انديشه از شرمندگى روز قيامت و ملامت اقران و همسران نمىنمايد .
آيا معذور مىشود مكلّف - بعد از شنيدن اين آيهء كريمه - در روز قيامت به تابعيت آن كسى كه نمىداند به جزم و يقين و علم قطعى كه آن شأن انبيا و معصومين است ؟
ثمّ كيف يجوز التقليد و النفاق لم يزل و لا ارتفع ؟ ! فيبطن « 2 » الإنسان اعتقادا فى نفسه و يظهر غيره ؟ ! حتّى أنّ
هامش
( 1 ) . س : هيژده .
( 2 ) . س : فلينظر .