أمّا النقل : فقوله « 1 » تعالى :
قُلِ انْظُرُوا ،
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ؛
و دلالت دارد بر قول اوّل - كه آن اعتقاد مستفاد از حجّت در مسائل اصوليه است نقل و عقل :
امّا نقل مثل « 2 » آنكه « 3 » فرموده است بندگان را
/ 7 A /
به نظر و فكر 7 ؛ يعنى دليل ؛ و دليل در اصطلاح منطقيين عبارت است از ترتيب تصديقات معلومه كه موصل باشند به تصديقات كه مجهول باشند « 4 » ، مثل آنكه : « عالم متغيّر است و هرچه متغيّر است ، حادث ؛ پس عالم حادث باشد » و « هرچه حادث است ، محدث مىخواهد ؛ پس عالم را محدث و صانع باشد كه پروردگار عالميان است » و پروردگار عالميان امر كرده است بندگان را به نظر و دليل ؛ و امر از براى وجوب است . پس نظركردن به مخلوقات كه شناخته شوند به خالق كاينات ، بر مكلّفين واجب باشد . 8
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 5 » ،
يعنى : « گفتند كفّار كه ما پدران خود را يافتهايم به اعتقادى ، و ما بر اثر ايشان و راه ايشان مىرويم » كه مذمّت نموده اينان را به تقليد پدران خود .
هامش
( 1 ) . س : قوله .
( 2 ) . س : - است نقل و عقل امّا نقل مثل .
( 3 ) . س : كه .
( 4 ) . س : باشد .
( 5 ) . س : مهتدون .