« زد زيد عمرو را » و « من زدم او را » بتحقيق كه ضمير
/ 60 B /
« ضربته » عايد مىشود به عمرو نه به زيد . چرا كه عمرو نزديكتر است ؛ و غيراين از نظاير و امثال بسيار است .
الثالث : أنّه يقبح فى لغة العرب الانتقال من جملة إلى اخرى قبل استيفاء الغرض من الأولى ؛ فلا يحسن الانتقال إلى جملة المسح إلّا بعد استيفاء المقصود من جملة الغسل .
سيّم : از وجوه استدلال آنكه قبيح است در لغت عرب انتقال از جملهاى به جملهء ديگر پيش از استيفاى غرض از جملهء اولى ؛ و در اين مقام
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ
جملهاى است در حكم به شستن از افعال وضو و
امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ
جملهء ديگر است در حكم به مسح از افعال وضو . پس نيكو نباشد انتقال به جملهء مسح مگر بعد از استيفاى آنچه مقصود باشد از جملهء غسل . پس در جملهء اولى كه رو و دست است غسل باشد و در جملهء ثانيه كه سر و پاست مسح .
الرابع : قال ابن عبّاس : عضوان مغسولان و عضوان ممسوحان . 33