به واسطهء
/ 60 A /
آنكه ما مىگوييم : در حالت كه منصوب بوده ، عطف بر « وجوه » باشد ، معيّن نخواهد بود . « 1 » به واسطهء آنكه مجرور با اتّصال جارّ كه « برؤوسكم » است ، جايز است عطف بر آن مجرور « 2 » بر لفظ و معناى او بالسويّه . پس « و أرجلكم » لفظا مجرور عطف بر لفظ « برؤوسكم » و محلّا منصوب عطف بر موضع « رؤوس » كه مفعول « فامسحوا » باشد ؛ و در اين باب ، دلايل چند غيراز اين دلايل در كتاب تحفة المؤمنين ذكر نمودهايم .
الثانى : أنّ الرؤوس أقرب ؛ فتعيّن العطف عليه ؛ لأنّ القرب معتبر عند أهل اللغة ؛ و لهذا قالوا : إنّه لو قال : « ضرب زيد عمرا » و « ضربته » ؛ فإنّ الضمير يعود إلى عمرو لا إلى زيد ، لقربه ؛ و غيرذلك من النظائر .
بحث دوّم : از وجوه استدلال مسح پايها آنكه « برؤوسكم » نزديكتر است به « أرجلكم » پس عطف « أرجلكم » بر « برؤوسكم » معيّن باشد و مسح واجب نه غسل . به واسطهء آنكه قرب معتبر است نزد اهل لغت ، بلكه نزد اهل خرد . چه تقرّب در هرچه باشد ، مطلوب است ؛ و از اين جهت كه قرب معتبر است ، گفتهاند ارباب ادب كه اگر گويد شخص كه
هامش
( 1 ) . س : + بر وجوهكم .
( 2 ) . س : + كه متصل است به جار .