تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
الغرض عنه عندهم ، استحال العلم بصدق مدّعى النبوّة . و به دليل تمثيل - كه يكى « 1 » از دلايل منطقى است - مسلمانان گفته‌اند كه اين مثل آن است كه شخصى دعوى رسالت پادشاهى كند و مردم گويند كه صدق قول خود بنما ، خلاف عادت ، موافق مطلب آن شخص گويد : « اى ملك ! اگر تو صادقى در دعواى من ، برخيز از جا تا بدانند مردم صدق قول مرا » و پادشاه به جهت تصديق قول او از جاى برخيزد و مكرّر اين عمل بجا آورد ، مردم جازم مىشوند به صدق او ؛ و اگر چنانچه ملك در هرمرتبه برخيزد براى غرض ديگر ، مثل آنكه از آن مكان ملال روى نموده « 2 » از جا برخيزد تا از براى قضاى حاجت برخيزد و غيرآن ، اين دلالت ندارد بر صدق رسول ملك . و اين به منزلهء آن است كه شخص دعوى رسالت ربّ العالمين نمايد و گويد : « يا اللّه ! اگر تو در رسالت من صادقى ، پس آفتاب را از جانب مشرق برآر » و آفتاب به طريق عادت از مشرق طلوع نمايد ، دليل نخواهد بود بر صدق او . از اين حيثيت كه خداى تعالى اين را به غرض تصديق او نكرده ، بلكه بر سبيل عادت است ؛ و معجز آن است كه خلاف عادت ، و موافق مطلب باشد . پس هرگاه كه غرض
/ 42 A /
منتفى شد از آن ، محال است علم به
هامش
( 1 ) . س : يك . ( 2 ) . س : نمود .
الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 106 | العلامة الحلي / سلطان حسين استرآبادى / على اوجبى