تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
غرض و مصلحت به عقل درآيد يا از عقل ما محجوب باشد ، غايتش آنكه نمىكند مگر به غرض و حكمت . [ ب . ] و اشاعره گفته‌اند كه محال است كه فعل خداى تعالى « 1 » چيزى را به غرض و فايده باشد . زيرا كه محتاج خواهد بود به آن و احتياج بر او روا نيست . گوييم كه احتياج وقتى است كه راجع به او باشد ، بلكه غرض و فايده راجع است به مصالح بندگان . پس به مذهب ايشان چشم از براى ديدن و گوش براى شنيدن آفريده نباشد ، و حواسّ براى ادراكات ، و اغذيه از براى انتفاع به آن ، و ادويه از براى ازالهء ضرر نبوده باشد ، و آتش مخلوق نباشد براى سوختن ، و آفتاب براى روشنى دادن ، و فواكه براى لذّت يافتن ؛ و بالجمله هيچ‌چيز از براى هيچ مصلحت نباشد . و اين قول باطل است به چند وجه : الأوّل : أنّه يلزم منه العبث فى فعله تعالى ؛ لأنّه لا معنى للعبث إلّا الفعل « 2 » الخالى من الغاية و الغرض ؛ و هو محال على اللّه تعالى . اوّل : از آن چند وجه آنكه لازم دارد كه افعال خداوند مجيد ، همه عبث باشد . چراكه معناى عبث نيست مگر اينكه خالى
/ 40 B /
باشد از
هامش
( 1 ) . س : + هيچ . ( 2 ) . س : لفعل .