چهارم : از آن وجوه آنكه اگر خداى تعالى ارادهء كفر از كافر و معصيت از عاصى داشته باشد ، ايشان مطيع خدا خواهند بود ؛ از اين حيثيت كه به مراد او عمل مىكنند ؛ و اگر كاره باشد ايمان و طاعت را از ايشان ، باز مطيع خواهند بود ؛ از اين حيثيت كه ترك كردهاند آنچه كاره است آن را خداى تعالى ؛ و اين محال ؛ از اين
/ 39 B /
حيثيت كه خداى تعالى راضى به كفر نيست ، چنان كه فرموده :
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
و كاره نيست از ايمان ، بلكه راضى است به سببى از مؤمنان كه
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
و خلاف قول از خداى تعالى محال .
و خامسها : كيف يريد الكفر من الكافر ثمّ يعاقب عليه ؟ ! و كيف يكره منه الإيمان ثمّ يعاقبه على تركه ؟ !
پنجم : چگونه ارادهء كفر از كافر داشته باشد و بعد از آن عقوبت كند كه چرا كافر شدى ؟ ! و چگونه كاره باشد از ايمان و بعد از آن عقوبت كند كه چرا ايمان نياوردى ؟ ! اين معنى بهگوش مجانين نتوان گفت ، چه نزد عقلا .
البحث الرابع فى أنّ اللّه تعالى يفعل لغرض و غاية
اختلف المسلمون فى ذلك :