وى به ايمان خطاب مىكند نه خرد زيرا علم به ذات و صفات حق از راه ايمان بدست مىآيد .
اهدافى كه اعمال انسانى بدان وابستهاند يعنى صفات الهى
روزه داشتنم :
اشاره به حالت بىنيازى از غذا است كه آن را صفت صمدانيت گويند آنگونه كه خدا فرمايد : روزه از آن من است و من بدان جزا مىدهم . ( حديث قدسى است « از جمله كلاباذى در كتاب التعرف لمذهب التصوف متذكر آن شده است ) » . يعنى نمىتوان در واقع حالت روزهدار را به انسان نسبت داد با وجود اين ، انسان نيز سهمى از آن دارد چه روزهدارى كامل كسى را سزاست كه از اكل و شرب اجتناب ورزد .
زيارتم : يعنى بازگشت مجددم به سوى ذات حق ، ازآنرو كه هر لحظه از اسماء الهى كسب فيض نمايم اين زيارت و ديدار پايدار و دائمى است هرچند انسان در هر لحظه ، از اسمى از اسمهاى حق به اسم ديگر در سير و سلوك است .
جشن و سرورم : اشاره به تمركز ذهن است هنگامى كه همه حالات و صفات عرفانى و صفات الهى در ذهن متّحد مىشوند و با اتحاد شرائط و موقعيتها ، وحدت فكر و عمل در اذهان بوجود مىآيد كه براى آن ، مردم در مكّه اجتماع مىكردند .
3 - هيچگاه از من مخواه كه فراموش كنم :
اشاره به حديثى است كه مىگويد : وى به اخلاق الهى متخلّق گشته و ازينرو خدا فرمايد : « من چشم و گوش اويم » و همچنين نظر وى را به اين معنا جلب مىكند كه به خلعت نعمت الهى نائل گشته همان خلعت و مقامى كه در كلام الهى سوره 19 آيه 65 بدان اشاره مىكند : « نباشد پروردگارت فراموشكار و ما كان ربّك نسيا » يعنى : هميشه از نعم بىپايان حق بهرهمند است .
محصّب : جائى است كه سنگريزهها در آنجا انداخته مىشوند در سوره 2 آيه 200 در اين مورد خدا فرمايد : « پس چون گزارديد اعمال حجّتان را پس ياد كنيد خدا را بيش از