تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
مناسك و جشن و سرورم براى آنان است . 3 - هيچ‌گاه آنچه را كه روزگارى در محصب و منى و منحرا على و زمزم روى داد فراموش نمىكنم كه در واقع آنها جايگاههايى بس مهم و باارزشند . 4 - محصبشان قلب من است چه آنان سنگريزه‌ها را بر آن مىاندازند و قربانگاهشان جانم و شرابشان خون من است . 5 - اى ساربان اگر به حاجر آمدى ساعتى شترانت را متوقف كن سپس درود بفرست . 6 - و به خيمه‌هاى قرمز در كنار قرقگاه ندا در ده و درود بفرست ، درود كسى كه مشتاق و شيداى تو است . 7 - اگر آنان درود تو را بار ديگر پاسخ دادند بگذار باد صبا سلام تو را براى آنان ببرد و اگر سكوت كردند و چيزى نگفتند با شترانت به راه خود ادامه بده و پيش بتاز . 8 - به رودخانه حضرت عيسى برو جايى كه ساربانان توقف كردند و خيمه‌هاى سفيد در كنار دهانهء رودخانه برافراشتند . 9 - به دعد و رباب و زينب ، هند ، سلمى ، لبنى و زمزم نداده . 10 - از آنان بپرس آيا زن لطيف باريك اندامى كه چون مىخندد ، فروغ خورشيد را به تو نشان مىدهد ، در حلبه است .

شرح

1 - اى دو يار من :

يعنى خرد و ايمان وى . 1 - الكثيب : مقام تفكّر و انديشيدن است . لعلع : وادى حيرت و سرگشتگى كه او را در آن ديگر حتى از عشق و آرزومندى خويش آگهى نمىتواند بود . آبهاى يلملم : يعنى سرچشمهء حيات ازآن‌رو كه آب سرچشمهء حيات هر موجود زنده‌اى است .

2 - تو مىشناسى :