پنداشتش آب بسيار و بالا زد دامن جامه را از دو ساقش ، گفت : به راستى كه آن صحنى است ساده از آبگينهها .
در درخشندگى چون تورات است زيرا تورات از چوبى كه آتش پديد آورد گرفته شد و چهار وجه تورات كه چهار كتاب بنامهاى قرآن ، مزامير داود ، خمسه موسى ، انجيل عيسى مىباشند با چهار نورى كه در قرآن سوره 24 آيه 35 بدان اشاره مىكند مطابقت دارد كه فرمايد : « خداوند نور آسمانها و زمين است ، مثل نورش چون چراغدانى است كه در آن باشد چراغى كه آن چراغ باشد در آبگينه كه آن آبگينه باشد ستاره درخشان كه برافروخته مىشود از آن زيتون ؛ خلاصه مراد از چهار نور - مشكات ، مصباح ، زجاجه و زيت مىباشند كه در آيه بدان اشارت رفت .
6 - يكى از دختران روم :
مقصود از حكمت الهى نژاد مسيح است و به امپراطورى روم تعلق دارد .
فاقد زينت ظاهرى است يعنى به توحيد وابسته است و از اسامى الهى بهرهاى ندارد با وجود اين فروغ خير مطلق است و جلاى ذات احديت در گونهاش نمايان است اگر قرار بر اين بود كه خداوند پردههاى نور و ظلمت را كنار بزند شكوه و عظمت جمال ذات او آشكار گردد « براى اطلاع بيشتر ، داستان نقاشان روم و چينى را در دفتر اول مثنوى » .
7 - دختر سركشى است كسى نمىتواند با او انس بگيرد :
چه تفكر ، درباره ماهيت ممكن جز فنا و نيستى چيزى نباشد و در آن چيزى نيست كه به آن دل بندى و شاد زيى آنگونه كه ابو العباس زيارى ( متوفى 342 ه . ق . كه نظريهء جمع و تفرقه وى بهوسيله هجويرى در كشف المحجوب بيان شده است ) مىگويد : « شادى وجود ندارد تا آنجا كه ارواح پاك مىخواهند او را به دام بكشند سركشى مىكند و به آنان علاقهاى نشان نمىدهد زيرا رابطهاى ميان آنان وجود ندارد . »
در خلوتگاه خويش : يعنى در قلب ، تنهايى وى در آن است كه به خود مىنگرد زيرا خدا فرمايد : « زمين و