اشارتم به دو است و هر زمان به منزلى سوگوارى مىكنم مقصودم منزل اوست ، در اين اشعار من هميشه به تأثيرات و مكاشفات معنوى و مقايسات عالى ، بر طبق عالىترين طرحى كه ما صوفيان از آن پيروى مىكنيم ، ياد مىكنم . خدا منع مىكند ، خوانندگان اين كتاب و ساير اشعارم را كه خداوندان روح ارزشمند و شرارت را تحقير مىكنند و داراى ارواح بلند آسمانى و بهشتى هستند ، درباره آن بد نينديشند .
اين صفحات شامل اشعار عاشقانهيى است در هنگامى كه اماكن مقدّسه را در ماههاى رجب و شعبان و رمضان زيارت مىكردم ، سرودم . و در اين اشعار بطور استعارى به انواع مختلف علوم الهى و اسرار معنوى و علوم عقلانى و نصايح مذهبى ، اشاره نمودم . من سبك عشقى و شكل بيان احساسات را بيان كردم ، چه نفوس مردم شيفته آنند و از اينجا است كه دلايل متعددى وجود دارد كه كتاب بتواند خود را به صاحبان ذوق عرضه كند .
مقدمه بر چاپ دوم
پس از اينكه فهرستى از اسامى و عناوين ابن عربى بدست مىدهد ، متن همچنانكه در واپسين پاراگراف بود ، در ميان پرانتزها ادامه مىيابد . اين صفحات شامل اشعار عاشقانهيى است كه من در ماههاى رجب و شعبان و رمضان در سال 611 در مكه سرودم و در اين اشعار و مطالب ديگر هيچ تغييرى صورت نگرفته است .
مقدمهاى بر چاپ سوم
اين نسخه مطابق با آخرين نسخه است ، ولى شامل بيان انگيزههاى زيرين است كه نويسنده را به نوشتن شرحش برانگيخت . اين شرح بر ديوان موسوم به ترجمان الاشواق را در مكه به درخواست دوستم مسعود ابو محمد بدر شمس الدين اسماعيل بن سودكين نورى ساكن شهر حلب نوشتم . وى يعنى شمس الدين اظهارنظر يكى از متكلمان را شنيده بود كه نظر نويسنده در مقدمه ديوان ، مبنى بر اينكه اشعار عاشقانه در اين مجموعه به علوم و حقايق عرفانى اشاره دارد ، درست نيست . اين منتقد گفته بود كه سراينده شايد اين شيوه را برگزيده است تا خود را از اتهام به اينكه