گشتم مرا به ياد اطراف سلع و حاجر مىاندازد و دوران جوانى و شور آن را بخاطر من مىآورد .
ابن عربى هنگامى كه اين اشعار را مىنوشت ، پنجاه سال داشت وى در سال 560 به دنيا آمد بهطورىكه در سال 598 فقط 38 ساله بود و در سال 611 هجرى وى 51 ساله بود گفتن پنجاه سال بجاى 51 سال يك خطاى كوچك و مجاز شاعرانه است كه نيازى به پوزش ندارد در صورتى كه برحسب آنچه كه ( دوزى ) ادعا مىكند بايد پس از مرگ نويسنده چنين اشعارى به دو نسبت داده شود يعنى دهه بعد از آن .
بنابراين مىتوانيم نتيجه بگيريم كه شرح ابن عربى درست است و تصنيف ترجمان الاشواق در رمضان 611 برابر با ژانويه 1215 پايان يافت . چند سال بعد نويسنده شروع كرد كه شرحى در حلب بنويسد . زيرا حاجى خليفه ( مؤلف كشف الظنون ) بما مىگويد : كه آن در ربيع الثانى همان سال برابر اگوست 1215 پايان يافت .
مسئله ديگر اين است كه آيا ابن عربى كاملا صميمى و صادق است كه اشعارش از نظر ذهنى و مفهوم ، عرفانى است و از لحاظ صورت و شكل عاشقانه ، من فكر مىكنم كه پاسخ اين سؤال مثبت است . دانشجويان شعر شرقى گاهى از اوقات از خود مىپرسند كه آيا اين اشعار ، اشعار عاشقانهيى هستند كه در لفافه قصايد صوفيانه بيان شدهاند و يا قصايد صوفيانهيى هستند كه به زبان عشق انسانى درآمدهاند بايد اقرار كنم كه آنان نمىتوانند به اين سؤال پاسخ دهند . بههرحال در اينجا موازنه و تعادل رضايتبخشى وجود ندارد كه بهر خوانندهاى اجازه بدهد تا تفسيرى را كه از آن خوشش مىآيد برگزيند .
درست است كه بعضى از اشعار از سرودههاى عشقى عادى متمايز نيستند و قسمت مهمى از متن ، طرز تلقى و گرايش معاصران نويسنده است كه آنان اين عقيده را رد كردهاند كه محتواى رساله بطور كلى بر احساس باطنى مبتنى مىباشد ، خود امرى طبيعى و قابل فهم است .
از سوى ديگر قطعههاى زيادى از اشعار وجود دارند كه آشكارا عرفانى هستند و راهنما و دليل بقيه اشعار مىباشند . اگر شكاكان فاقد تشخيصند ولى آنان شايسته ستايش هستند ، زيرا ابن عربى را برانگيختند كه به تعليم آنان بپردازد . بطور يقين بدون هدايتش ، بيشترين خوانندگان دلسوز ، گاهى خود را در معانى پوشيده و
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: ابن عربي
ص٤٤