تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
مرد مشهور به دين‌دارى و تقوى ، اشعارى در سبك عشقى سروده است برى سازد . شمس الدين از اين ملاحظات رنجيده بود و شنيده‌هاى خود را براى من تكرار كرد ازاين‌رو من شروع به نوشتن شرح آن در شهر حلب نمودم . قسمتى از آن در منزلم در حضور همان متكلم كه ذكرش رفت و ساير متالّهان به‌وسيله كمال الدين ( رحمة اللّه تعالى ) با صداى بلند خوانده شد من آن را به سختى و به صورتى ناتمام بيان كردم ، چه عجله داشتم كه به سفرم در تاريخى كه قبلا ذكر شد ، ادامه دهم . هنگامى كه منتقد من آن را شنيد به شمس الدين چنين گفت : كه او هرگز در آينده نسبت به ايمان پاك صوفيانى كه معانى صوفيانه خود را به عبارات عاميانه و روزمره ادا مىكنند ، شك نخواهد كرد . اين بود علت شرح من بر ترجمان الاشواق . اكنون تقريبا همه موارد موجود را براى حل اين مسئله در اختيار خواننده قرار دادم . حال اتهامى كه دوزى بر ضد ابن عربى مطرح كرده چه وضعى پيدا مىكند چنين مىنمايد كه نظر دوزى به دلايل زير معقول و غير قابل دفاع است .
A
ابن عربى در مقدمه ترجمه اول متذكر نمىشود كه اشعار در 598 هجرى سروده شد اگرچه وى تنها در آن سال به مكه وارد شد ، وى با آشنا و دوست خود نظام دختر مكين الدين سخن مىگويد . امرى است گذشته و مكين الدين تا آن موقع زنده نبوده است و اين مطلب با تعبير « رحمة اللّه تعالى » خاطرنشان شده است .
B
اين فرض كه تاريخ تصنيف اشعار در سال 598 هجرى بوده به دست نمىآيد . زيرا دلايلى در دست نيست نشان دهد تاريخى كه به‌وسيله نويسنده يعنى 611 داده شده غير ممكن يا غير محتمل است . امرى باورنكردنى نيست گفته شود كه هنگام ديدار اماكن مقدسه در مكه در آن سال ، نويسنده از آن صحنه‌هاى آشنا الهام مىگرفت تا رسم و آئين عرفانى و احساسات عاشقانه‌يى كه به دور اوليه زندگيش ارتباط دارد بيان كند .
C
اشعار خود گواهى مىدهند كه آنها به تاريخى كه ( دوزى ) نسبت مىدهد ، منسوب نيستند و سروده نشده است . دومين و سومين شعر سى و دومين قصيده بشرح زير است . پس از پنجاه سال به خويش گفتم كه از تفكر طولانى چون جوجه ضعيف و نزار
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 43 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى