تصوف در اسلام ، ابن عربى را صاحب نظريه وحدت وجود مىدانند ، دكتر ابو العلاى عفيفى گويد : « پيش از ابن عربى ، مذهب وحدت وجود در اسلام ، به صورت كامل خود وجود نداشت او پايهگذار حقيقى و مؤسس اين مكتب و مفسّر معانى و مقاصد آن است ولى با توجه به بينش عميق عرفانى ابن عربى ، مىتوان گفت كه : وى در پارهاى از مواقع ، از بيم دشمنان خود وحدت وجود و اتحاد را نفى مىكند . آنگاه باز در مواضع ديگر به آن اقرار مىكند و گاه براى آنكه اصل انديشه خود را از نااهلان مستور دارد سخن به رمز و اشاره مىگويد ؛ « بدان كه اهل اللّه اشاراتى را كه به كار مىبرند براى خود وضع نكردهاند ؛ آنها حق را آشكارا مىدانند اين اصطلاحات وضع شده تا كسانى كه از حال و قال اهل حق آگاه نيستند گرد آنها نگردند تا مبادا چيزى بشنوند كه تا آنوقت نشنيده باشند و اهل حق را منكر شوند و بدين سبب به عقوبت خداى تعالى گرفتار آيند . ولى بطور كلى بعيد نيست كه ابن عربى ، در قضيه وحدت وجود ، خود در ترديد بوده است از آنجا كه خود گويد : « صوفى مىخواهد از شدت تنزيه خدا را از عالم جدا كند و توانش نيست ، و مىخواهد از شدّت قرب ، عين عالمش داند و ميسرش نگردد . » و شايد درباره خدا دو نظريه داشته باشد ، نظريه نخستين همان خدايى باشد كه در قرآن آمده است ، و در آغاز « فتوحات مكيّه » از آن سخن گفته ، خدايى كه از حلول و اتحاد مبرى است ، ديگر خدايى كه نه او را صفات است و نه علاقه ، و آن هر چيزى است كه لباس وجود پوشيده و عين مخلوقات است .
خلاصه عقايد درباره ابن عربى مختلف است بعضى در راه او گام برداشته و شفاعتش را در روز رستاخيز آرزو مىكنند و به كتاب فصوص الحكم و فتوحات مكيه و ديوان شعرش چنگ مىزنند و به وى ايمان دارند و بعضى چون استاد عبد الكريم خطيب در كتابش بنام « التصوف و المتصوفة فى مواجهة الاسلام » مىگويد : « به نوشتهء ابن عربى بنگريد ، آنگاه آن را به كتاب خدا و سنّت پيامبر و افعال و اقوال صحابه رسول اكرم بازگردانيد اگر گفتار ابن عربى با صراحت متن قرآن كريم و سنت رسول اكرم موافق آمد ؛ آن را بپذيريد و گرنه رد كنيد و سلامت را براى خود طلب كنيد و گرنه پيوند خود را از اسلام قطع كنيد و نگوييد كه ما مسلمانيم بلكه بگوييد : ما صوفيانى
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: ابن عربي
ص٢٧