فاصله را از بين مىبرد و همه را يكى مىداند و مىگويد :
فالكل حق و الكل خلق * و كلّ ما تشهدون حق
يحوى على الامر من قريب * و ما له فى اللسان نطق
فكلّ شىء تراه حق * و كله فى الوجود صدق
ازاينرو است كه شاعر گويد :
در بتكده تا خيال معشوقه ماست * رفتن به طواف كعبه خود عين خطاست
گر كعبه از او بوى ندارد ، كنش است * با بوى وصال او ، كنش كعبه ما است
حافظ در اينباره گويد :
در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست * هرجا كه هست پرتو روى حبيب هست
آنجا كه كار صومعه را جلوه مىدهند * ناقوس دير راهب و نام صليب هست
عبد الكريم جيلانى يكى از احفاد عبد القادر جيلانى در كتاب خود موسوم به الانسان الكامل به بحث در اين موضوع پرداخته گويد : « خداى تعالى همه موجودات را براى پرستش خود بيافريد پس عبادت پروردگار امرى فطرى و جبلّى است و اگر مردم را در عبادات و اديان اختلافى است اين اختلاف بسبب اختلاف كسانى است كه اين نامها و صفات را وضع كردند وقتى خداى تعالى فرمايد :
« كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً »
معنىاش اين است كه از آغاز خلقت ، پرستش امرى فطرى ايشان بوده است و چون خداى تعالى پيامبران را فرستاد ، عبادات بحسب اختلاف تفسير مردمان مختلف شد امّا خداوند تفسير هر گروه را در نظر آنان نيكو ساخت تا او را از همان راه تفسير و تشخيص خود عبادت كنند و اين معنى اين آيه است كه مىفرمايد :
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها » .
ازينرو با اختلاف تفاسير درك حقيقت براى همه مقدور نيست ابن عربى دراينباره گويد : « اهل معرفت را قدرت آن نيست كه ديگران را از آنچه در مىيابند آگاه كنند تنها كارى كه از ايشان ساخته است اين است كه با اهل معنى و حقيقت به گونه رمز و اشارت ، از آن دريافتهها سخن گويد . » مولوى گويد :
گفتمش پوشيده خوشتر سرّ يار * خود تو در ضمن حكايت گوش دار
خوشتر آن باشد كه سر دلبران * گفته آيد در حديث ديگران