تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
حق از انسان مىگيرد . نويسنده به وصف تجلى ذات در پشت پرده نمودها ، مىپردازد و در ارتباط با اين حقيقت است كه بوسيلهء بنده عميقا درك مىشود كه خدا آدم را به صورت خود آفريد .

20 - اشكهايش :

انواع مختلف علوم ظاهرى كه در گلستان قلب حق مىريزد و احساس عميقى در ارتباط به ابهت و عظمت حق بوجود مىآورد .

21 - نرگس :

ديدار و رد پايى كه علم غير قابل درك را به ما ابلاغ مىكند . خورشيد مىتابد : علوم ظاهرى كه با قطب اتصال و ارتباط دارند و جهان آفرينش بدانها وابسته است .

24 - وى بر قلوب عارفان ، عشق مكتوم را آشكار مىسازد .

[ 25 - هنگامى كه عارف در خود الوهيت احساس مىكند تا بدانجا پيش مىرود كه بدان مقام نايل مىشود ]

25 - هنگامى كه عارف در خود الوهيت احساس مىكند تا بدانجا پيش مىرود كه بدان مقام نايل مىشود حديثى دراين‌باره آمده است : من گوش و چشم اويم بدين معنى سخنش حقيقت محض و وحى مطلق است و قلوب حواريون و مريدانش دانش را از او بدست مىآورند همان گونه كه مگسها عسل را از سوى خدا كسب مىكنند در سوره 16 آيه 7 بدين معنى اشاره مىكند : « وحى فرستاد پروردگار تو بسوى تو كه بگير از خانه‌ها و از درخت و از آنچه بسوزند از چوب . »

26 - همان گونه كه بادها شاخه را به جنبش در مىآورند شوق و عشق عارف موجب مىشود تا حق با لطف و عنايت به وى نظر افكند .

27 - شنزار حاجر :

تپهء سفيدى كه در نزد صوفيان آشنا است كه هركسى نمىتواند در آن گام نهد وى مىگويد : چرا تو خود را براى هدايايى كه از جانب مقام والائى به تو اهدا مىشود دل مشغول نمىدارى تا دربارهء زيبائيهاى افسونگر نينديشى چه تفكر و حيرت در اين مورد براى تو رخ مىدهد ؟

28 - وى پاسخ مىدهد :

زيبائيهايى كه من طالب آنم از جايى نشأت گرفته كه ما از آن بوجود آمده‌ايم من
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 176 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى