محو مىشود بدين معنى او هستى باطنى و سرّى من است .
36 - در پشت او :
هرچند تجلّى در نهاد وى است ولى از جهت عدم احاطهاش علم وى ذاتى نيست و در مقولهء اضافه قرار دارد ازينرو پيامبر فرمود : « پروردگارا دانش مرا بيفزا . »
37 - كبوتر :
يعنى نفوس عالم برزخ ، آورندگان وحى با صداى مهيبى پيام خود را ابلاغ مىنمايند چون صداى زنجير در هنگامى كه به يك صخره برخورد مىكند و موجب مىگردد كه قلب نابود شود حتى آنان خود با شنيدن آن صدا نابود مىشوند ازينرو پيامبر فرمود : « حالت وحى سختترين و غمانگيزترين حالت براى او بود و حتى مىخواست كه حواس خود را از دست بدهد و خود را پنهان مىسازد تا آن حالت به وى دست ندهد . »
قصيده سى و يكم هر زبانى از آن سخن مىگويد
1 - در ذات الإضاء : برقى درخشيد و در فضاى آن نورى تابيد .
2 - و رعد با وى مناجات مىكرد و ابر بارانزايش بارانهاى زيادى بر او فروريخت .
3 - آنان به يكديگر مىگفتند : شتران را بخوابانيد امّا آنان گوش نمىكردند ولى من با شوق و عشقم به فرياد آمدم و گفتم اى ساربان .
4 - در اينجا بار فرونهيد و منزل كنيد زيرا من عاشق كسى هستم كه با تو است .
5 - زيرا قلب عاشق غمگين ، شيفتهء زن باريكاندام خوشسيماى افسونگر است .
6 - بزم و مجلس با بوى خوش و ذكر او پر گشته و هر زبانى نام او را مىبرد .
7 - منزلگه او اگر در وادى و بيابان و تخت و بارگاهش در بالاى كوه بلندى جاى داشته باشد .
8 - زمين پست با وجودش زمينى است بلند و هيچگاه پست و دون همت ، مقام