صفت بسوى ما فرود مىآيد با وجود اين نمىتوان با قواى علم و درك و تخيّل چيزى از او بدست آورد .
عطر مىپاشد : آثار و جلوههاى حقند كه در قلوب پرستندگانش جاى مىگيرند .
13 - مستانه از اينسو به آنسو مىرود :
اشاره به مقام حيرت است .
بادها به او كرنش مىكنند : عزمها و همم بلندى هستند كه حق را مىطلبند و به او نزديك مىشوند آنگونه كه خدا فرمايد : « هركه يك وجب به من نزديك گرديد من يك ذراع به او نزديك خواهم شد . » « من اقترب لى شبرا اقتربت له ذراعا » مصباح الهدايه ص 128 .
14 - اين شعر به نعم بىپايان روحانى و مادّى حق اشاره مىكند كه خداوند به بندگانش اعطا نموده است .
15 - از آنجا كه او خورشيد است براى همه عادى و روشن است امّا وى رشك و حسادت را برنمىانگيزد .
16 - آواى گريهام :
يعنى : حالت وجد و مستيم كه مرا در برابر سرزنشهاى او كر مىسازد .
17 - آرزو و شوقم :
از خيل شتران اين است كه مرا به نزد معشوقم ببرند .
قصيدهء بيست و چهارم در سراهاى ويران توقف كن !
1 - نويسنده مىگويد : درويشى شعر زير را برايم سرود كه نمونهاى براى آن نمىشناسم و آن بيت اين است .
هركه به كرم و فضل تو اميدوار باشد نعمتهاى فراوانى بدست خواهد آورد .
آسمان درخش ابر تو هيچگاه اميد باران از كسى جز من دريغ نمىكند .