شرح
1 - ويرانهها :
آثار اسماء حقند كه در قلوب عارفان وجود دارند .
در بيابانها : در قلوب تهى از عشق .
3 - چيدن ميوههاى درختان خوشمنظر :
معارف مختلف قيوميت و خودپايى الهى كه بر طبق نظريه ما امكان دارد ، انسان متخلق به وصف قيوميت « خودپايى » شود و تخلّق خود موضوعى است كه صوفيان دربارهء آن اختلاف دارند ، ابن جنيد و پيروانش آن را قبول ندارند .
4 - آذرخش :
ابر رحمت و بخشش تو هيچگاه در جهت عدم عنايت الهى از ريزش باران رحمت ، دريغ نمىكند . وى همچنين بيان مىدارد كه وى داراى مقام والائى است كه با هيچيك از اقرانش نمىتوان سنجيد آذرخش ، خود مركز تجلّى ذات حق است و ازين طريق روح بيننده ، نمىتواند دانشى بدست آورد از آنجا كه آن تجلى صرف است و از قالب مادى بدور است .
6 - هنگامى كه آسمان درخش :
تجلى در شكل دلپذيرى صورت گرفته امّا تجلّى من در تو بىشكل و بىجان است و از عشق و شهوت بوجود نيامده است .
11 - خيمههاى سفيد :
پردههاى نورى كه بر روى شكوه و جلال صورت حق كشيده مىشود .
قصيده بيست و پنجم اى اندوه قلبم
1 - اى اندوه قلبم ، اى اندوه ، اى شادى جانم ، اى شادى