تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
2 - در دلم آتش عشقى زبانه مىكشد و در جانم ماه تمام ظلمت غروب كرده است . 3 - اى مشك و اى ماه تمام و اى شاخه‌هاى تپه‌هاى شن ، چقدر شاخه سرسبز و ماه درخشان ، و مشك ، پاك و خالص است . 4 - اى دهان خندان كه شادابى دندانهاى آن را دوست دارم و اى آب دهان كه من مزه عسل سفيد خالص را از آن چشيدم . 5 - اى ماهى كه در سپيده‌دم با شرمى در گونه‌اش درحالىكه روبند زده براى ما نمايان گشت . 6 - اگر وى نقاب خود را كنار بزند بازكردن آن براى ما عذاب خواهد بود ازين‌رو وى در پس پرده نهان شده است . 7 - وى خورشيد بامدادى است كه در آسمان طلوع كرد و آن شاخه از تپه‌هاى شن است كه در باغ كاشته شده است . 8 - در جايى كه من شاخه را با ريزش باران آب مىدادم ترس مرا واداشت كه هميشه مراقب او باشم . 9 - اگر بتابد چشمم با شگفتى به آن خواهد نگريست و اگر غروب كند به مرگ و نابودى من خواهد انجاميد . 10 - از آن زمانى كه زيبايى تاجى از زر ناب بر سر او نشاند من عاشق زر شدم . 11 - اگر ابليس در آدم روشنايى و جلاى صور آن محبوبه را ديده بود هيچ‌گاه از پرستش او ابا نمىكرد . 12 - اگر ادريس خطوط زيبايى كه در گونه‌هايش به تصوير كشيده بود مىديد ، هيچ‌گاه به نوشتن نمىپرداخت . 13 - اگر بلقيس تخت و خرگاه او را ديده بود ، تخت و بارگاهش در نظرش هيچ مىنمود . 14 - اى درختان ستبر و بلند ، بيشه سرحة الوادى و بان الغضاء بوى خوش خود را به‌وسيله باد صبا به ما هديه كنيد . 15 - اى بوى خوش مشك كه بوى خوش آن را از جانب گلهاى سرزمينتان يا گلهاى
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 155 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى