تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
كند . 9 - اى كسانى كه در آبهاى چاه داخل مىشويد و اى كسانى كه در درهء عقيق مسكن مىگزينيد . 10 - اى كسى كه مىخواهى طيبه ( مدينه ) را زيارت كنى و كسانى كه اين راه را مىپيمائيد . 11 - بار ديگر با شفقت و مهربانى بما بنگريد كه اندكى پس از سحر و پيش از طلوع آفتاب ، به بلا دچار گشتيم . 12 - به فقدان دوشيزهء خوش‌سيما لاغر ميان سبك روح خندان كه با نفس گرم خود عطرى چون مشك خالص به اطراف مىپاشد . 13 - مستانه چون شاخه‌ها از اين‌سو به آن سو تاب مىخورد و بادها او را چون چيزى نيمه شده پيچانيدند و تا كردند . 14 - نشيمنگاه بزرگ و مخوف تپه‌هاى شن كه مانند كوهان شتر مىلرزد . 15 - هيچ ملامتگرى مرا از عشق او ملامت نكرد و هيچ دوستى مرا از عشق او سرزنش ننمود . 16 - اگر ملامتگر ، مرا از عشق او نكوهش كند آواى گريه‌ام پاسخ او است . 17 - شوقم خيل شتران ، اندوهم پوشاك ، عشقم شراب صبوح ، و اشكهايم شراب شبانگاه است .

شرح

[ 1 - وى زايران راه حق را بدين‌گونه توصيف مىكند كه شبانه با وجود جسمانيشان در خود سفر مىكنند ]

1 - وى زايران راه حق را بدين‌گونه توصيف مىكند كه شبانه با وجود جسمانيشان در خود سفر مىكنند و در طلوع فجر براى استراحت توقف مىنمايند كه حكمت را در ارتباط با حقايق الهى تقسيم مىكند . يعنى ارواح روحانى در اختيار عالم پديدارى سپرده مىشوند كه بطور مجازى آن را « ملأ اعلى » نامند ساربانان برآنند كه در وادى عقيق فرود آيند جايى كه زايران لباس احرام مىپوشند اين است مقام حرمت محمديه ( ص ) .